تشکر نوشت

سلام به دوستان عزیزتر از جان
ببخشید یه چند روزی نبودم.از شانس بد یا از شانس خوب چند روز پیش راننده ماشین حمل بار کارخونه نمی دونم حواسش کجا بود که کلاچ از زیر پاش در رفت و زحمت کشید دستم رو کوبید به در.بعدم که هول شده بود  یه بار دیگه همین کار رو انجام داد تا مطمئن بشه که دیگه دست بی دست.خنده
اما خوب خدا خواست و انگشتام سالم موند.امشبم موفق شدم انگشت اشاره م رو که آسیب دیده رو خم کنم تا کلیک کنم.هنوز یه نمور بی حسه اما خوب دکتر گفته خوب میشه.
فی الحال تایپ کردن یه مقدار برام سخته.باید کم کم  عادت کنم با دست چپ کارام رو بکنم.با این حال فردا شب حتما" یه آپ جدید که همراه با یه خبر جالب هم هست رو براتون انجام میدم.
راستی ممنون از همه ی اونایی که به فکرم بودن.لبخند
/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

خب خداروشکر که بخیر گذشته[لبخند]

ترنم

امیدوارم زودی روبراه شی[تایید]

ترنم

منتظر پست جدیدت هستم بی صبرانه[چشمک]

پرشکوه

خدا بد نده انشاا... زودتر خوب میشید. خدا رو شکر که بخیر گذشت امیدوار به زودی حال دستتون بهتر بشه منتظر پست جدید شما هستم.

ریحانه

الان احتمالا کلی کورد توجه مامان هستی..برو حالش رو ببر. ولی جدی یه عکس از دستت بگیر اپ کن

گلچهره

بیستاب جون والا به خدا راضی نیستم با اون انگشت کلفتت چیزی تایپ کنی.نمیخواد آپ کنی.فعلا یه مدت آرشیو و میخونیم سرمون گرم میشه[قهقهه]

ماه آبی

امیدوارم زودتر خوب شی، خوب میفهمم که درد داشتن و لَنگ بودن تو کارا چه حس بدی داره

در اسمان ها منتظرمـــ باش!

سلام[کلافه] اخی چند روز نبودم،بعد که اومدم دیدم خبری نیست!ای داد ای بیداد پس دوستان کجایند؟ سریع اومدم وبلاگت و دیدم دستت اوف شده! اخی زود خوب میشی[ماچ][خجالت]

رویا

وااااااااای بیستاب .یه صدقه بذار کنار. اگه دستم به اون راننده نرسه...مگه ماچندتابیستاب داریم؟ها؟ سلام.بهتری شما؟