عاشقانه نوشت (3)

ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من

اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفهای دل من
چشم تو هر جا که میرم
جاری تو چشمهای منتظر من

ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن

تو رو اون لحظه که دیدم
به بهانه هام رسیدم
از تو تصویری کشیدم
که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم
قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم
با تو یک خاطره ساختم

پ ن: سرانجام کوزه گر تو کوزه شکسته افتاد.نیشخند 

بانوی نقره ای و من همدیگه رو به همسری انتخاب کردیم. امروزم زندگیمون رو شروع می کنیم. به همین سادگی.لبخند

 

 

/ 24 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازبوی

من که حس می کنم همه مون رو سر کار گذاشتی ! آخه بقول آقا سعید چرا بانوی نقره ای ؟؟؟ اصلا چرا این همه با عجله و سراسیمه ؟ یه جورایی با عقل جور در نمی یاد !!!

گلچهره

حالا ساده شروع کردی دلیل نمی شه شام و شیرینی ما رو ندی. کی بیام دست بوسی شما و خانوم

گلچهره

خانوما آقایون هیچ هم با عجله و سراسیمه نبوده.به هر حال ریاست محترم کارخانجات تولیدی و حومه [شوخی] خیلی متواضع هستن .خواستن کار تموم بشه اطلاع رسانی کنن. آقا هزار بار مبارک[گل][گل]

بشر

چقدر عالی. تبریک میگم.

سوگل

سلام یک چیزی بگم من هرچی تفکرکردم ربطی بین عاشقانه نوشت 3باعاشقانه نوشت2پیدانکردم[سوال]تازشم اصلاعاشقانه نوشت1هم وجودنداشت[تعجب]

یسی

خوشبخت باشید و تبریکات فراوان

نازبوی

[گل][گل][گل][گل][گل] سلام اما دوصد سلام و یک عالمه گل یک صد سلام بو یک دوجین گل برای دوست بسیار فرهیخته و مهربان و انسانم و یکصد سلام دیگه با یک بغچه گل هم برای بانوی نقره ایتون .. راستی ایشان وب لاگ ندارند ؟ اصلا مثل خودتون دست به قلم هستند یا نه ؟

نازبوی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام اما دوصد سلام و یک عالمه گل یک صد سلام و یک دوجین گل برای دوست بسیار فرهیخته و مهربان و انسانم و یکصد سلام دیگه با یک بغچه گل هم برای بانوی نقره ایتون .. راستی ایشان وب لاگ ندارند ؟ اصلا مثل خودتون دست به قلم هستند یا نه ؟

مه سو

باز هم مبارکه....خیلی خوشحالم براتون....سلام ما رو هم به بانوی نقره ای برسون....خوشبخت بشین کنار هم...

ریحانه

وای بیستاب باورم نمیشه ...من تازه وقت کردم اومدم دارم پستهای قبلی رو میخونم...ببخشید دیر میگم ولی مبارکه....خوشحال شدم و هم ناراحت.....نکنه وبلاگ نوشتن رو کمترش کنی به هوای زن و زندگی[چشمک]