دردنوشت

سلام

لطفا" قبل از خواندن این پست من به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://cinderella22.persianblog.ir

.

.

.

.

.

.

.

درد من حصار برکه نیست.درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.  (مرحوم دکتر مصدق)

سیندرلای عزیز

فکر نمی کنم دردی بالاتر از این وجود داشته باشه.

 

/ 28 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shaere_tanha

مادر بهم گفتي واسه ارزوهام سقف نداشته باشم بهم گفتي مرد باشم بهم گفتي همه رو دوست داشته باشم اما يادم ندادي چه طوري بهم گفتي عاشق باشم اما نگفتي چه جوري ..................................... سلام این قسمتی از اپ جدیدم به اسم مادر این نوشته مو خیلی دوست دارم روزی که این متنو نوشتم و برای مادر خودم خوندم کریه کرد و من از خوندنش پشیمون شدم به وبلاگم دعوت شدی تا نظرتو بگی در مورد این اپ منتظرتم

بهاره

دلم گرفت از تلخی این حقیقت[خنثی]

ستوده

درد میکنه عموووووووووووووووووووووو[گریه]

شقایق

به دریا شکوه بردم از شب دشت وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که می گفتم غم خویش سری می زد به سنگ و باز می گشت...

نیلوفر

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند چه رها ؟ چه بسته ؟ مرغی که پرش بریده باشد!!

نیلوفر

سلام خوبین؟ یه مدت نبودم.[گل] حالا برگشتم گفتم یه سر به شما دوست قدیمی بزنم. وب سیندرلا هم رفتم![دلشکسته]

پرشکوه

گفتیم خیر اما شما زیادی جدی گرفتید ناهار و شام قابل نداره بفرمایید در خدمت باشیم.

ghoghnoos

ممنونم ازت که باعث شدی با وبلاگش آشنا شم از حقایق تلخ ما زیاد داریم....

ستوده

بیا عمو الان تو تنها کسی هستی که میتوین اروومم کنی(گریهههههههههههههههه)

هیچکس

نه نیست بعضی دردها درد یک نقفر و دو نفر نیست درهای گنداب همه واقعیتهای ماست پست خوب و ارزمندی بود من هم به روزم