زن نوشت (2)

سلام

حدسش رو می زدم که این پست قبلیم جالب باشه.نمی دونم چرا این مطلب رو توی مغز مادرها و دخترها و کلا" آدمهای جامعه ی ما فرو کردن که زن یعنی یه موجود که دارای استقلال نیست و نمی تونه هم داشته باشه و باید یه مردی همیشه باشه که تکیه گاه اون زن باشه.در عوض زن هم با به اشتراک گذاشتن تن خودش این محبت رو جبران کنه. این جمله رو چند وقت قبل تو یه وبلاگی خوندم:

اگر یک زنی کلیه ی خودش رو به خاطر شوهرش بفروشه میشه فداکار اما اگه به خاطر گرسنگی تن خودش رو بفروشه میشه ... .

متاسفم بگم که خیلی از دخترها اون ترکیب سه جمله ای رو باور دارن.

/ 52 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلچهره

من که هنوز نگفتم آرامش چیه که تو فکر کردی دست نیافتنیه.من بیشتر فکر میکنم تو داری سر کار میذاری بقیه رو والا اگر چه آرامش نداشته باشی یا علاقه ای به ایجادش هم نداشته باشی لااقل معنیشو خوب میدونی و چون خوب میدونی متوجه هستی که به دست آوردن سحت هست اما دور از انتظار نیست. در کل به نظرم اگر آدم مهره هاشو تو رندگی درست انتحاب کنه و بچینه و اگر چه جوری لذت بردن رو هم بلد باشه آرامش داره فرمولش راحته به نتیجه رسیدنش سخته

ترنم

یوووووووووووهووووووووووووووووووووو[نیشخند] سلااااااااااااااااااااام خوبی دوست جان جان؟؟؟[قلب] صبح بخیر[بغل]

ترنم

ممنون بابت جوابت و اینکه من متقاعد شدم[لبخند]

ترنم

می دونی امروز همین الان فهمیدم که آرامش هم واسه آدمای مختلف معانی مختلفی داره کامنتا و جواب کامنتارو خوندم از طرز جواب دادنت خوشم میاد[گل]

گلچهره

چون من لذت بردن و مساوی آرامش میدونم بنابراین هر کی هرجوری که دلش میخواد از زندگی لذت ببره پس آرامش داره هر چیزی که این وسط لذت رو به ههم بزنه قاعدتا آرامش رو هم به هم میریزه. درکل تقریبا اولین کسی هستی که جنگیدن تو زندگی براش آرامش میاره (مگه اینکه قضیه همون بستن در کارخونه و احساس رهایی بعدش باشه که قبلا گفته بودی ) والا نمیتونم تصور کنم آدما تو بحران قرار بگیرند اما اعصابشون به هم نریزه و در عوض خوشحال و راضی باشن . به نظرم تو یک مورد نادر غیر طبیعی در کره زمین هستی[چشمک] شایدم من منظورتو نیمفهمم. چون اون چیزی که شعری که نوشتی میگه با اون حرفایی که میزنی خیلی توفیر داره.اون شعر دقیقا حرفی ر که تو اولین کامنتم زدم میزنه همون که سکون و یکنواختی مرگ تدریجیه و در عوض زندگی یعنی پویایی و تکاپو و این پویایی با دنبال دردسر گشتن فرق داره به خدا.

مغرور

سلام مهندس یادی ا ما نمی کنی؟وقت نکردم پستت و بخونم فردا تولدمه منتظرتم

بیستاب

زن نوشت (3) من میخوام زن بگیرم ...من ارامش میخام.....من به این نتیجه رسیدم که زن بهترین موجود دنیاست.....[نیشخند]

گلچهره

امیدوارم هرجور که بلدی از زندگی لذت ببری و هیچ وقت گول تلقینایی که این پایین بهت شده رو نخور ازدواج بسی کار خطرناکیه "مندی" . هرچند تو باازدواجت میتونی نسل مندی هارو از انقراض نجات بدی اما نسلتون منقرض شه بهتر از اینه که بدبخت شی.از ما گفتن[چشمک]

آریانا

اینکه زن دارای استقلال نیست اشتباهه!!! چرا دارای استقلال نیست توی این 24 سال زندگیم آزاد بودم هرکاری دوست داشتم کردم هرجا دوست داشتم رفتم البته با توجه به اعتقاداتی که خودم داشتم. هیچ مانعی با رفت و امد با دوستانم نداشتم...... یعنی توی هیچ چی مانع نداشتم جز موانع مالی............که اونم الان با سرکار رفتنم مرتفع شده........... الانم که ازدواج کردم مثل قبل آزادم............. آزاد آزاد هرجایی که دوست داشته باشم می رم و کسی جرات نمی کنه بگه کجا............ وقتی همسرم به خواستگاریم اومد گفتم آزادم و آزاد خواهم بود........ و هیچ بندی رو قبول نمی کنم....... الانم اگه بخوام جایی برم می تونه میآد و نتونه کاری به کارم ندارهههه......... اما خوب یه جاهایی هم مردها زور میگن............ و این به خاطر فرهنگ و دینمونه که ...................... راجع بهش بحث نمی کنم.