تولد نوشت

 

در صبحگاه 20 اسفند 1359 تنها کسانی که روی زمین امید به زنده ماندن طفلی 1.100 گرمی داشتند مادر و پدرم بودند و بس.و موفق شدنشان نشانه ای است برای نشان دادن عظمت وجود امید.ولو در دو نفر.امروز 30 سال از آن روز می گذرد و هنوز هم آنها امیدوارند.

اکثر آدمها وقتی به روز تولدشان نزدیک می شوند یک غم عجیبی به سراغشان می آید.نمی دانم چرا این چنین است.منم درست مثل بقیه هستم.اما امسال این غم به سراغم نیامده.هنوز اثر مسافرت ابتدای اسفند در من وجود دارد و شادم.

29 سالگی هم از لحاظ کاری برایم خوب بود و هم از لحاظ شخصی.گرچه  50-60  درصد از زندگی شخصیم نیز از کار تشکیل شده است و بس.بهترین تجربیات امسالم متاسفانه تلخترین آنها نیز بود.29 سالگی زمانی بود که من فهمیدم هیچ دوست واقعی ای که مثل خودم باشد در کنارم نیست.و هر چه هستند دوست به معنای واقعی تیستند. کسانی که اختیارشان به جای اینکه در دست مغز روی سرشان باشد جای دیگری است. امسال من فهمیدم که منفعت طلبی تنها چیزیست که اطرافیانم را مجاب می کرده که با من باشند.و هر جا من جلوی این کار رو گرفتم آنها نیز غیبشان زد.

سی سالگیم را دوست دارم.بیشتر از 20 سالگی و 10 سالگی.الان می شود گفت من مستقل هستم.و عنان 90% از زندگیم دست خودم است. سی سالگی زمانیست که خیلی از پرده ها برای آدمها کنار می روند.

سی سالگی آغاز میانسالی ای است که به تو اجازه ارتباط بیشتر با سنین بالاتر از خودت را می دهد. بار روانی عدد 30 مهمترین دلیل است.برای منی که همیشه عادت کرده ام به سوی اوج حرکت کنم تجربه ی جالبیست.

و اما آرزوهایم(مشخصا" بعد از آرزوی سلامتی برای خانواده و دوستان):

مهمترین آرزوی قلبیم این است 30 سالگی من توام باشد با پایان 32 سالگی یک چیز دیگری.و من طعم شیرین آزادی ظاهری را هم بچشم.می دانید که من معتقدم که مرزهای آزادی عبارت است از آزادی اندیشه و فرار از دگم اندیشی.اما همه چیز در زندگی معنا نیست.ظاهر هم هست.خودمان را فریب ندهیم.

آرزوی بعدیم این است که در سی سالگی شاهد این باشم که انقدر عقل به سراغ کسانی بیاید که دیه ی یک شتر نر یا یک اصله درخت خرما را بیشتر از یک زن می دانند.

آرزوی بعدیم اینست که طعم شیرین استقلال 100% را جشن بگیرم و آخرین تکه های پازل استقلالم را هم بتوانم جور کنم.

آرزوی بعدیم اینست که سرانجام به رویای دیرینه خود برسم و بتوانم مرزهای فیزیکی این کشور را رد کنم و با فرهنگهای دیگر جوامع نیز آشنا شوم و به خصوص اینکه طرز تفکر مردم غربی را از نزدیک حس کنم.

و آرزوی اصلیم این است که در 30 سالگی خداوند ای لطف را در حقم بکند که اجازه ندهد هیچ حقی را نا حق کنم.

 

 پ ن:  خداوند یاور مومنان است و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنائیها هدایت می کند.

چقدر این آیه را دوست دارم.

 

 

/ 85 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

یوووووووووووووووهووووووووووووووووووووو[نیشخند] سلاااااااااااااااااااااام خوبی دوستم؟؟[قلب] شب بخیر آخه تو شبا می خونی[نیشخند]

ترنم

ای بابا مردم گل و بلبل می بینن یاد من میوفتن تو چی میبینی[قهقهه]

ترنم

خوش به حالت اینجا اونقدی برف نیومد که بشه برف بازی کرد چه برسه به درست کردن آدم برفی[رویا]

بهاره

سلام با عرض پوزش برای تاخیر، تولدتون رو تبریک میگم و امیدوارم تا 32 سالگی هم به استقلال کامل برسید و هم به خیلی از آرزوهاتون دست پیدا کنید. راستش شاید بدترین خاصیت بزرگسالی همین شناخت زیادیه که آدم از اطرافیانش پیدا میکنه... درک نارویی که دوست به آدم میزنه، دوستی که شاید آدم بهترین اوقات عمرش رو با اون گذرونده، به نظر من سخت ترینشه

ماریه

آقا تبریییییک تبریییییک چرا آدما موقع تولدشون غمگین میشن؟ واسه من سواله واقعن!! آخه برا من روز تولدم یکی از بهترین روزاس نمیزارم بم بد بگذره، پس چرا ملت ناراحت می شن؟! آقا من کوچیک شمام! شما در حدود 10 سال از من بزرگترید، احترامتون واجبه گویا! "مهمترین آرزوی قلبیم این است 30 سالگی من توام باشد با پایان 32 سالگی یک چیز دیگری" جانا سخن از زبان ما می گویی، در لفافه صحبت کردنتان را! :دی

ماریه

یه چیز دیگه. آدما همیشه هر کاری می کنن به خاطر خودشونه، به خاطر منفعت خودشون. حتی خودت یا مادر که مثلن سمبل فداکاریه. با دیگران دوست می شی چون نمی خوای خودت تنها باشی، خودت احتیاج به دوست داری. دیگران رو دوست داری نه به خاطر خودشون به خاطر این که نیاز داری که چیزی رو دوست داشته باشی.مادر از بچش به هر قیمتی مواظبت می کنه به خاطر خودش که نمی خواد اونو از دست بده...آدما همینن،همه همینن. همه کار حتی اگه نهایت فداکاری توش دیده بشه بازم برای خودته.پس طبیعیه که اگه تو به دوستت منفعتی نمی رسونی اونا غیبشون بزنه.همه رو دوست داشته باش، به خاطر خودت...!

ماریه

اااا، این بالا تاریخ زده 1 فروردین 90. عیدت مبارک.سال خوبی داشته باشی!

الی

"هیچ دوست واقعی ای که مثل خودم باشد در کنارم نیست" و به قول فروغ: این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که ترا میبوسند در ذهن خود طناب دار ترا میبافند . . . . فقط خودمون هستیم که میتونیم باعث شادی و کمک و حتی دلسوزی خودمون بشیم.

ماه آبی

خداوند یاور مومنان است و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنائیها هدایت می کند .... خداوند یاور مومنان است و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنائیها هدایت می کند .... خداوند یاور مومنان است و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنائیها هدایت می کند. ....

ماهی

من الان تولد 30 سالگیتو تبریک میگم[چشمک]، گرچه 2 ماه دیگه میشه 31! چه آرزوهای خوبیی و چه حس قشنگی[لبخند]، امیدوارم منم بتونم موقعی که وارد 30 شدم همین حس قشنگو داشته باشم (حالا انگار 22 سالمه!!!) رد شدن از مرزهای فیزیکی خیلی حس خوبی میده (ولی اگه همه چیز خوب پیش بره)، این آرزو رو من تو تولد 24 سالگی کردم و 2 ماه بعد از تولد 27 سالگی بهش رسیدم، امیدوارم شما هم بهش برسی[لبخند]