عشقولانه ای برای پائیز

باز هم سال حیثیتش را به رخ کشید و پائیز دوست داشتنی دیگری آمد.و چه زود بوی جاری زندگی رفت.خیلی سریعتر از سالهای قبل.گویی که پناه دوست دارانش هیچ گاه وجود نداشته.اما نمی شود وجودش را کتمان کرد.اگر نبود پس این حال خوش چیست که آواره های عاشقش دارند.بی سرزمین هایی که آسمان زندگیشان ستاره های زیادی دارد اما ریشه ... .

انگار با پائیز مادرسالار است که تمام واژه های عاشقی معنایی به وسعت زندگی می گیرند.فصل آشنایی دوست داشتنی من همواره مدیون تو بوده ام و خواهم بود.بواسطه اینکه تمام اتفاقات خوب زندگیم در همین فصل برایم اتفاق افتاده است و بس.بی شک پائیز نقره ای امسال که برگ زرینی را بر دفتر پرتلاطم زندگیم اضافه کرد و برای همیشه در زندگیم ماندگار خواهد ماند در آخرین لحظات هم نعمت و مهربانیش باز هم چترش را بر سرم افکند.

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

سلام بیستاب.خوبی؟ مگه تو کجا میری سر کار که ملت با بیکینی توی خیابونن ؟[زبان]

گلچهره

ایشالا هرسال مثل امسال باشه برادر

رویا

[لبخند] سلام ..نخسته ..خداقوت به شما که هر روز باید بری اون پایین پایینای نقشه.

سحر

چه نوشته ی پر احساسی بود رفیق...دست مریزاد

رویا

سلام. خوبین شما؟ قسمت بدی هم نیست .. خدمته به خلق![لبخند]

ریحانه

یاد شب برفی بخیر......عالی بود

آتنا

سلاو دوستم. میبینم که باز عشقولانه شدی . خیلی قشنگ مینویسی من هر دفعه که میام وبتو میخونم لذت میبرم که چقدر زیبا میتونی افکارتو بیان کنی.

شبنم

سلام. خوبید؟ دلخوشیم به مهر این یه دونه بچه[چشمک]

رویا

سلام..روزخوش..اون امید ریز رو شما کشف کردی تو شعر!