حس مادری

نمی دونم بعد از چند وقت یه فیلم خوب دیدم.پیشنهاد شب جمعه سینما رفتن رو چند روز قبلش یکی از دوستان جدید بهمون داد. دیگه دوران تاهلی دوستان جدیدی رو هم به همراهش میاره که یکی از خوبیاش همین پیشنهادات دلنشینه.اولش فکر میکردم فیلمش طنز باشه.اما وقتی یک دقیقه از فیلم گذشته بود فهمیدم نه خیلی هم جدیه.روند فیلم بسیار دلنشین و بامزه بود.آروم آروم آدم رو پیش می برد.خاطرات سفر کرمان و کلوتهای زیباش دونه دونه برام تداعی میشد.یکی از بهترین سفرای چند سال پیشم بود.فکر کنم 5 سال پیش بود.اواخر فیلم زیباتر و زیباتر میشد.جایی که زمین شناس توی قناتها داشت لذت می برد از سفرش و همسرش از هم صحبتی با خاله حکیمه.سکانسای جالبی بود.مقنی بی عقل داشت یه چیز دیگه می گفت و زمین شناس یه چیز دیگه.اما روی زمین خاله حکیمه و ماریا با اینکه زبون ظاهر همدیگه ر نمی فهمیدن اما زبون دل همدیگه رو می فهمیدن.حس مشترکی که باعث میشد بدون دغدغه با هم حرف بزن.بی کران ترین حس دنیا.حس مادری.

شما هم حتما" سعی کنین وسط شلوغی های روزانه یه سری به سینما بزنین و خستگیتون رو با خسته نباشید رفع کنین.

/ 10 نظر / 4 بازدید
پرشکوه

سلام مثل اینکه زیبایی های دنیایی تاهل رو دارید می چشید امیدوارم ادامه دار باشه. یه جوری از این فیلم تعریف کردید که در اولویتهام باید بزارم و ببینمش

رویا

سلام. خوبی شما؟ منم دلگرمم به بودنتون .. و سینما ..خیلی وقته نرفتم ..

شاه بلوط

بچه های دیگه هم تو وبشون از این فیلم تعریف کردن مشتاق شدیم ببینیم

مژگان

حالا خوبه من اینهمه برات توضیح نوشته بودم چقدر سرم شلوغه [چشمک]اما خب اینجوری که توصیف کردی برم بگردم ببینم لینکی چیزی ازش هست ببینمش [لبخند]

آمد

فیلم خوب دیدن درست مثل اینه که یه چند ساعتی رو نشستی به تماشای بهترین هایی که لذت دیدنشو داشتی و حالا با فراق بال لم میدی و نظاره گر بهترین ها می شوی .

رومزی پور

خدا هرگز از تو نمی پرسد، از کدام طبقه هستی. آنکه به خدا عشق می‌ورزد و به آفریده های او یاری می رساند، از طبقه ی قدسیان عابد اوست. "تی.ال.واسوانی".

مینو

سلام باید صبر کنم وارد شبکه نمایش خانگی بشه.سینما که نمیتونم برم.

سعید شرقی

سلام پیشنهاد خوبیست. سالهاست که سینما نرفته ام!

نازی

سلام دوست بسیار مهربان و باوفا و مدبر و فهمیده ام خوبی عزیز ؟ خوش حالم که شما رو شاد و راضی می بینم . می بخشیدکه دیر بهتون سرزدم فصل سخت امتحانات دبیرستانها بود و یک عالمه کار روی سرمون ریخته بود .