تعطیلی ویلاگ

سلام

این چند صباح اخیر یه اتفاق جالبی تو وبلاگستان داره می افته.دوستان همه وبلاگاشون رو دارن دونه دونه تعطیل می کنن.اکثرا" میرن و توی یه وبلاگ جدید می نویسن. بعضیاشونم خوب چهارگوشه ی وبلاگستان رو بوسیدن و گذاشتن کنار وبلاگنویسی رو.

تا اونجائیکه من می دونم مهمترین دلیل تعطیلی وبلاگها یه چیزه: ورود آدمهای واقعی زندگی وبلاگنویسان به دنیای مجازشون.این ورود باعث میشه که اولا" بلاگر دست به عصا بشه و اون چیزی رو که دلش می خواد بنویسه دیگه نتونه بنویسه.ثانیا" باعث میشه که زندگی واقعی بلاگر هم تحت تاثیر قرار بگیره.یه بار یه وبلاگی رو می خوندم که نویسنده ش گفته بود که بعد از اینکه همکلاسیاش فهمیدن که نویسنده ی اون وبلاگ محبوب همین دوست خودشونه زندگیش رو جهنم کردن.چپ میره بهش گیر میدن این مخالف فلان پستت راست میره بهش میگن تو که این جوری می نویسی چرا این طوری عمل میکنی؟

یادمه منم وقتی نوشتن رو شروع کردم به صمیمی ترین دوستم گفتم بیاد و بخونه وبلاگم رو.وقتی خوند یه نظر داد.و دیگه هم نظر نداد.و من هم بسیارخوشحال شدم که دیگه نیومد.چون با همون لحنی نظرخودش رو نوشت که توی محاورات دوستانه مون با هم حرف می زنیم.و این برای یه کسی که دوست داره توی یه دنیای دیگه آدمی باشه که بعضی از مشخصات دنیای واقعیش رو حذف کنه مرگه. یه بار هم یکی دیگه از دوستان اومد و خوند.بسیار تمجید کرد اما بعدش هر بار که پست تلخی می نوشتم(که معمولا" می نویسم) زرتی زنگ می زد.کلی طول کشید که حالیش کردم که پای بقیه رو به زندگی خصوصی من باز نکنه.اونم مدتهاست که دیگه نمیاد و من بی سر و صدا دارم مینویسم.

البت ورود دوستان از دنیای مجاز به دنیای واقعیم نتایج بهتری رو داشته.خیلی راحت ترم باهاشون تا شرایط عکسش.

این سوء تفاهم برای دوستانی که وبلاگاشون رو عوض کردن پیش نیاد که زعم من اینه که الان زندگیهای شخصیشون دچار مشکل و آره و اینا.نه. ولی خوب باید قبول کنیم که حریمهای شخصی رفقا بعضا" دچار مشکل شده.پس بیان و همه مون قبول کنیم که وبلاگنویس یک آدمه.مثل بقیه.حتی حق داره چیزهایی رو که توی دنیای واقعی اتفاق نیافتاده رو هم بنویسه.یا حتی درباره چیزهایی که اتفاق افتاده برداشت خودش رو بنویسه.انتظار نداشته باشیم که یه بلاگر یه خبرنگار مستند باشه.

نمی دونم شماها هم با من هم عقیده این یا نه؟

 

پ ن: دوست جان مطمئنم وجودی که در ظاهر دیگه بین ما نیست مطمئنه که تو هیچ چیزی براش کم نزاشتی.حتی بعد از هجرتش به سرزمین بینایی اصلی.

/ 47 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

[گل]

نازبوی

سلام دوست خوب و فهیمم وقتت به خیر عزیز منم کاملا با شما موافقم ، این روزها دارند بدجوری گیر می دهند !! یکی دو تا از دوستان واسم خصوصی گذاشته اند که چرا دارند وب لاگاشون را تعطیل می کنند . اما ای کاش این طور نبود ای کاش انسان خلوت محرمانه ای داشت که می توانست بدون شناسایی درد هایش را با دوستان مجازیش در میان بگذارد .

گولدن

منم دقیقا به همین دلیل ویلاگ قبلیم رو بعد از 7 سال بستم...

حجت

سلام بستاب جان قبلتا فک می کردم اگه کسی از فامیل یا دوستان بفهمه دارم اینجا می نویسم یک دنیا عذاب خواهم کشید اما وقتی خیلیاشون اومدن و خوندن و چرت و پرت تحویلم دادن فهمیدم که دونستن و ندونستن بعضیا اصلا مهم نیست. به عبارتی همین لذت جاری را عشق است. اصلا بذار برداشت اشتباه کنن. چه اهمیتی داره؟

مریم

سلام با نوشتت 100% موافقم منم به دوستام نمیگم که وب دارم چونکه همش دردسره اینجوری خیلی بهتره[لبخند]

نفس

اپ نشدي؟[عینک]

رویا

سلام بیستاب.خوبی ؟ نه ..اینقدرا هم محبوب نیستم[زبان]

باران

دقیا با شما موافقم منم دوستای ویلاگ نویسمو بیشتر دوس دارم...[چشمک]

انسانم آرزوست

سلام مهندس عزیز حرف دل خیلی هارو زدی. این ناشی از تربیت و رفتار دوگانه ای است که جامعه از ما انتظار داره .ما در هر محیطی باید به شکل همون محیط دربیاییم وگرنه مواخذه میشیم وکلی باید سئوال جواب پس بدیم .اینه که آدم در دنیای مجازی بهتر می تونه واقعیت وجودی خودش رو بیان کنه ومخاطب ها هم حس مشترک دارند وتقریبا هم عقیده هستند .خدا کنه روزی برسه که هر ایرانی بتونه یک چهره داشته باشه واین تنها بسته به قدرت تحمل مخاطبین ماست. [افسوس]