آخر خط

عذاب نوشت

استرس داره پدرم رو در میاره.زندگیم تباه شده.چند روز دیگه امتحانه و من هیچی نرسیده م بخونم. از بس انداختم عقب وقت نکردم بخونم.لعنت به این شانس.

رفتم ریز نمراتم رو برای فراغت از تحصیل بگیرم.با کمال تعجب می بینم که یه امتحان پیش نیاز رو یادم رفته برم سر جلسه.خوب بیچاره شدی رفت پسر.این همه زحمت کشیدی و کار کردی و شهریه دادی.آخرش سر یه گیج بازی ساده کل زحماتت به باد رفت.

................................. نه پسر تو تمام امتحانات رو پاس کردی.فراغت از تحصیلت رو هم گرفتی.بیدار شو.خودت هم می دونی.بازم دچار کابوس همیشه گی شدی.غصه نخور.ضربانت رو بیار پائین احمق.آئورتت داره لوله آفتابه میشه. د بیدار شو دیگه لامذهب.

باز هم کابوس همیشه گی.چند روز در هفته دچار همین کابوس هستم.صبح که از خواب بیدار می شم از بد اخلاقی و ناراحتی با یک من عسل هم کسی نمی تونه طرفم بیاد.لعنت به این شانس.آخه تو که می دونی درست تموم شده و اگه بکشنت هم حاضر نیستی به نظام احمقانه آموزشی فکر کنی حتی.دیگه این افکار چیه.

اعتراف می کنم که هر روز که کار بدی انجام می دم شبش بلااستثنا این خوابای آشفته میان سراغم.کابوسهایی که باعث بد خلقی اول صبح و اعصاب خوردی کل روز میشن.

واااااااااااااااااااااااااااااای که عذاب وجدان بدترین درده.همین دنیا دار مکافاته.به جان خودم.

 

پ ن: خداوند یاور کسانیست که ایمان آورده اند و آنها را از تاریکی ها به روشنایی ها هدایت می کند (سوره ی بقره)

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۱٧
    پيام هاي ديگران ()