آخر خط

خواب نوشت

خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهر
ه ت رو نمی سوزونه
جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره

تقدیم به شهلا جاهد که ممکنه قربانی اشتباهی خودش شده باشه اما مطمئنا" قربانی کینه ای نه ساله شده.

لطفا" دیگه کسی حرف از نامرادی روزگار و ظلم ظالمان نکنه.ماها کسانی هستیم که حکم به اعدام آدمی رو می دیم که خدا تا روز قیامت که کسی کسی رو نشناسه راجع بهش قضاوتی نمی کنه.

هیچ چیز نمی تونه عمق ناراحتی من رو نشون بده از این قضیه.

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱۱
    پيام هاي ديگران ()