آخر خط

کارگردان نوشت

امشب من و مادر تنها بودیم خونه.پدر سر کار بود و برادر  هم رفته بود تو افتتاح رستوران دوستش بهش کمک کنه.شب دور و ورای ساعت 10 بود که مادر گیر داد بیا مختار رو داره نشون میده.با بی میلی گفتم نمیام.خودش فهمید که اصرار بی جا نکنه.

راستش دو هفته پیش بود که یه نیم ساعتی از این سریال رو دیدم و خیلی هم تاسف خوردم و روزای بعد تاسفم بیشتر شد که چرا نشستم همچین تریلر مزخرفی رو می بینم.قضیه از این قرار بود که کوفیان داشتن تو راه خدا جون می دادن و آماده ی بهشت رفتن بودن تا حوریا رو بغل کنن که ابن زیاد متوسل شد به زناشون و با فریب اونها جنگ رو برد.حالا بگذریم از این موضوع که اصولا" عربهایی که در عصر حاضر زناشون رو آدم حساب نمی کنن چطور اون موقع اجازه اظهار نظر توی جامعه رو بهشون می دادن این جمله ی ابن زیاد برام جالب بود:

در جنگ شهری نیمه از نیروها زنان هستن.برد با کسیه که اونها رو به سمت خودش بکشونه.

واضحه که منظور این بابا چی بود.از ربطهای بعدی که بابایی رو که با مسلم همکاری نکرد رو چسبوندن به آقای ... عدم حضور مردم رو در صحنه های حساس تعمیم دادن به امروز و این مزخرفات بگذریم می رسیم به جلسه ی بعد از فیلم.چند نفر سعی داشتن واژه هایی رو که اخیرا" توی ادبیات سیاسی جامعه باب شده رو بچسبونن به قیام مختار ثقفی اما نمی شد که نمی شد.(البته برای من نمی شد.شاید برای جماعت ساندیس بگیر بشه).

چند روز بعد دیگه داشت سریال مزخرفات کامل میشد.گزارشگران سیمای میلی رفته بودن با ملت تو خیابون راجع به این سریال و اتفاقاتش صحبت می کردن.تاسف برانگیزترین جای ماجرا این بود که یه خانمی با یه پوششی داشت می گفت که: جالبترین قسمت این هفته اونجائی بود که ابن زیاد از ضعف زنها که همون احساسشون هستش استفاده کرد وتونست مردها رو گول بزنه.

با خودم گفتم خدایا ببین یه سری آدم از کار و زندگیشون می زنن و وقت میزارن و زندان میرن که حق کیا رو بگیرن.حقته که دیه ت نصف یه مرد باشه ارزش کل هیکلت و مغز به اندازه ی اون چیزی که چند ماه قبل هیچکس تو وبلاگش نوشته بود نباشه.خاک بر سرت.

البت عجیب نیست از این جماعت.شنیدین درفشانی همسر سفیر ایران تو فرانسه رو که؟ فرمودن که زنها یه غده ای توی مغزشون دارن که جلوی تصمیمات عقلانی رو می گیره.به همین خاطر نباید قاضی بشن.

و اما حرف اول رو آخر می زنم:

جناب کارگردانعزیز.راستش خیلی از شما و شخصیتتون اطلاعی ندارم.فقط یادمه که چند سال پیش هم توی سریال امام علی (ع) شهید شدن اون حضرت رو به جای اینکه معلول جهل و نادانی و دار و دسته بازیهای سیاسی بدونین ربطش دادین به گودرزترین چیزی که میشد.وجود زنی به نام قطامه که آخرش هم به سگ تبدیل شد.این کار باعث شد که ملت از اون سریال فقط قطامش رو به یاد داشته باشن و بس. الانم که اینجوری گل کاشتی.بگذریم از اینکه کیان ایرانی رو مرید مختار کردی (به جای اینکه طبق تاریخ اون رو مرید این بکنی) چطور تونستی تو دنیای امروز که یکی از ملاکهای پیشرفت یک جامعه رو پیشرفت زنان توی اون می دونن کشیده شدن عمر سعد رو به سمت ابن زیاد به زنش ربط بدی و پول پرستی کوفیان رو به زناشون ربط بدی؟با تمام احترامی که براتون قائلم اما هر چی بیشتر به خودم فشار میارم کمترمی تونم قبول کنم که این سریال رو سفارشی و در جهت های خاص نساختی.راستی از فیلم سازای شوروی سابق که برای حکومتشون فیلم ی ساختن خبر داری کجا هستن و الان راجع بهشون چطور اظهارنظر میکنن؟

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()