آخر خط

غرغرنوشت

اعصابم بهم ریخته س،زانوم داره از درد می ترکه،اسید معده م کم مونده از دماغم بزنه بیرون و به سلامتی موقع نفس کشیدن قفسه ی سینم درد می کنه.یک روز خیلی بد رو پشت سر گذاشتم.یکی از بدترین روزای عمرم.کاملا" احساس یاس و ناامیدی بهم دست داد.از صبح تا شب زحمت بکش تا بلکه خودت رو یه سری آدم بدبخت بیچاره رو بچرخونی تا از نون خوردن نیافتن.اما مگه میزارن.مگه اجازه میدن که کسی کار کنه.حالا می فهمم که چرا تمام کارخونه های شهرک داره میشه انبار.به خصوص انبار آب معدنی.نمی دونم روزی چند تا 18 چرخ و کامیون آب معدنی میارن تو اون خراب شده.انقدر هست که صبحها سوله جا ندارن و تو خیابون می چینن اما عصرا کارگراشون دارن تو سوله ها فوتبال بازی می کنن. صبحی یه نگون بختی اومده بود انبار اجاره ایمون رو که دو هفته ی دیگه موعدش تمومه رو اجاره کنه. وقتی فهمید برق سه فاز صنعتی نداره تعجب کرد.صاحب سوله هم خیلی راحت گفت که باید فلان کارا رو بکنی خودت تا سه فاز بگیری.اون بنده خدا هم که کلا" به قیافه ش می خورد که طفلکی باشه عین انسانهای معصوم پرسید: یعنی اینجا برق سه فاز نداره و من باید کلی معطل بشم؟بابا من می خوام تولید کنم و کارآفرینی کنم. اولش جا خوردم از حرفاش و فکر کردم داره شوخی می کنه اما بعد که نگاهش کردم دیدم خیلی جدیه. تو ذوقش نزدم و گفتم: خوب عزیز من هر کاری اولش سختی داره دیگه. فکر کردی ما از روز اول همه ی امکانات رو داشتیم؟

 رفتم پیش کارتن ساز میگم که بابا من یک ماه سفارش دادم،چی شد این کارتنای ما؟ طرف عین آدم درمونده ها میگه: 1 ماه و خورده ای میشه که ورق نیومده.نمی دونم چی شده.شاید می خوان گرون کنن مثل همیشه.گفتم بهش: خوب گرون کنین چرا جنس به آدم نمی دین؟ اون بنده خدا هم لبخندی زد و گفت: اگه دست من بود که همه تون رو راه انداخته بودم.کار و بار تعطیله.کسی تولید نمی کنه.

 اومدم اتاقم و یه بار دیگه به ترخیص کار زنگ زدم: آقای ... چی شد این جنس ما؟ این باید سه هفته پیش می رسید.اونم خیلی پرتوقع میگه: بازرس اداره ... رد کرده جنستون رو.میگه باید از خریدار نمایندگی بگیرن و به خرج خودتون کارشناسای ما رو بفرستین اونجا تا کارخونه ی اونا رو ببینن؟؟؟ من که روزم داشت کامل می شد گفتم: مگه این بابا حالیش نیست که ما از یه شرکت بازرگانی خرید می کنیم؟ اصلا" تولید کننده رو نمی بینیم.خوب همینجا بیان جنس رو تست کنن.ما 3-4 ساله داریم از این جنس وارد می کنیم.ترخیص کار هم جواب داد: طرف این حرفا تو کتش نمیره.با عصبانیت گفتم: آقای ... شما باید سه هفته پیش به ما می گفتین که جدیدا" این مجوز ... می خواد.لااقل من کد برگه ی ثبت سفارش رو عوض می کردم و می فرستادمش تو یه رده ی دیگه ای.و باز هم طرف هیچ حرفی برای گفتن نداره.

زنگ زدم به .... که چند نفر از این خانمهایی که سرپرست خانوار هستن رو بهمون معرفی کنه.با خودم گفتم ما که می خوایم کارگر بگیریم لااقل از این بیچاره ها بگیریم که خرج خونواده شون رو هم بدن.از طرف پرسیدم: خانم سابق بر این قانونی وجود داشت که برای کارفرماهایی که از این قشر استخدام می کردن و کارآفرینی می کردن یه تسهیلاتی در نظر گرفته میشد،الان هم وجود داره؟ خیلی با انرژی جواب داد: بله. گفتم: حالا ما اگه بخوایم از این تسهیلات استفاده کنیم باید چه مراحلی رو طی کنیم؟ با همون انرژی جواب داد: متاسفانه چند سال اعتباری برای این بخش در نظر گرفته نشده و نمی تونین استفاده کنین. خنده م گرفت و گفتم: آخه اون آدم عاقلی که میگیره 3 میلیون تومن میده دست هر کی که بره برای خودش کاردرست کنه شعورش نمیرسه که خود دولت نیاز به 10 میلیون تومن برای ایجاد هر شغل داره؟خوب این پول رو لااقل بدین به کسایی که می تونن و الان هم شاغل هستن.طرف هم پوزخندی زد و گفت: اینجا ما همه می دونیم. گفتم: اینا رو بی خیال من مشخصات کارخونه مون رو میدم شما بی زحمت اگه فایلی دارین نفراتی رو بهمون معرفی کنین.جوابش خیلی بامزه بود: شما باید یه فکس برای قسمت... بفرستین و رسما" درخواست کنین که ما بهتون نیرو بدیم و ذکر کنین که چقدر می خواین بهشون حقوق بدین و مزایاشون رو هم ذکر کنین تا اگه صلاح دیده شد ما بهتون نفراتی رو که می خواین معرفی کنیم.دیگه داغ کردم و با تندی بهش گفتم: خوب یهو بگین نمی خوایم دیگه.این مزخرفات چیه میگین خانم؟ ما می خوایم 4 تا آدم بدبخت رو که می تونن برن تو خیابونا و بدبختی درست کنن رو جمع کنیم بیاریم و یه لقمه نونی بهشون بدیم این قر و فرا چیه دیگه؟ گناه که نکردیم. آخه کدوم آدم احمقی میاد مشخصات کارش رو برای دیگران پخش کنه.خر ما از کره گی دم نداشت خانم.

بعد از چند دقیقه زنگ زدم تعمیرگاه کولر گازی که سه هفته بعد از شارژ گازش دوباره گاز تموم کرده و یک هفته س که زنگ زده بودم و نمی اومدن.این یکی دیگه شاهکار بود. طرف گیرداده که از کجا معلوم که ما بودیم و اصلا" کولر شما گارانتی داره.منم سعی کردم که با آرامش جوابش رو بدم: ببین عزیز دلم من کولر رو وقتی خریدم فاکتور داشته و برگه ی گارانتی.جفتشونم تاریخ داره.بعد از اصلا" اونا رو بی خیال تعمیرکار شما اومده و گاز اینو شارژ کرده اما سه هفته بعد دوباره گاز خالی کرده.این نشون میده که تست نکرده سیستم رو.مگه طرف زیر بار میره.

این یکی که تموم شد رفتم پیگری چکهای دریافتی.دیدم طرف به چای اینکه 3 ماهه چک بده 7 ماهه داده.به حسابدارش میگم:خانم مگه شما نمی دونین این موضوع رو که ما باهاتون سه ماهه کار می کنیم؟ باز هم جواب سر بالا:ما با شرکتهای زیادی کار می کنیم. حفظ نیستیم که.بهش گفتم:خانم ما زیر فاکتورمون نوشتیم که سه ماهه باید تسویه کنین.یارو گفت: ما که زیر فاکتور رو نگاه نمی کنیم.دیگه داشت مغزم سوت می کشید. با عصبانیت گفتم: خانم من چکها رو می فرستم لطف کنین بدین آقای دکتر تاریخشون رو درست کنن.با سردی گفت: دکتر تشریف بردن کانادا.تا دو ماه دیگه هم تشریف نمیارن.دیگه صبرم تموم شد و همه رو سر اون مفلوک پر رو خالی کردم.خیلی ساده بهش گفتم دیگه از جنس خبری نیست.اولش توجیه نبود که نگه اشکالی نداره اما بعدش که فهمید رئیسش نیست که درخواست خرید رو امضا کنه برای یه شرکت دیگه ای و ما تمام رقبا رو از سر راه برداشتیم به صرافت افتاد.هنوز گوشی رو قطع نکرده بودم که غرغروترین مونتاژ کارم که از شنیدن صداش دیگه کم کم حالم بهم می خوره بازم اومد: مهندس من گرممه.فقط یه نگاه بهش کردم و رفت. ساعت 1 ناهار نخورده به خودم گفتم:ببین بیستاب امروز روز تو نیست.بلند شو برو خونتون.بی خودی هم پاچه ی ملت رو نگیر.اومدم به سمت خونه.دیگه نمی تونستم کار کنم. عجب خراب شده ای داریم ما.

تو تاکسی داشت به چشمم خواب میرفت که راننده خاور زنگ زد: الو مهندس اینا میگن امروز کارگراشون نمی خوان اضافه کاری وایسن.نمیشه بار رو خالی کنیم.چی کار کنم؟کجا برم؟ با اینکه خیلی دوستش دارم و برام عزیزه و جزو جانبازای جنگه فقط یه جواب براش داشتم: برو به جهنم. سر درد هم اضافه شد.

این اس ام اس های احمقانه چیه؟چرا انقدر ملت فکر میکنن بقیه خرن؟چرا انقدر ماها پر توقعیم؟

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٧
    پيام هاي ديگران ()