آخر خط

روز زن نوشت - 2

سلام مجدد

می دونین که من با آرامش و آسایش سر سازگاری ندارم.بنابراین ترانه ی بسیار زیبای (از نظر من) شاهین نجفی رو تقدیم می کنم به تمام زنان این خاک نفرین شده.من این مدلی روز زن رو گرامی می دارم. {#emotions_dlg.e28}

 

مثل اون دختری که پرده ش دوخته

و اونکه پول نداشت تو آتیش سوخته

مثل مادرم با اون زندگی زوری

زنی که خلاص شده تو قابلمه و قوری

کسی تا حال نتونسته ببینه بندنشو

کسی از سر نتونسته بگیره روسریشو

می گفت بعد از مرگ می برنش جهنم

می گفت آدم رو از سر مو آویزون می کنن

گفتم مگه نگفتن بهشتت زیر پای شماست

مامان بهشت سرکاریه بیا دنیا رو بچسب

می گفت اذون داره می گه، مو به تنم سیخ شده

گفتم می ترسی ،ترس به روحت میخ شده

70 سال زن بود یعنی کلفت

یعنی چیزی تو زندگیش ندید جز خفت

زنی که گناه بود بودنش، ولی بی جرم

زنی که سالها کرده بودنش تو فرم

کسی که خیانت نکرد به شوهرش، چی شد

50 سال فحش شنید و کتک خورد

باید توسری بخوره، بمیره، نفس نکشه

عکس هیچ پرنده ای رو بی قفس نکشه

زنی که همیشه یه سایه اونو می پائید

عروسکی که مرد به هر شکل باهاش می خوابید

بوی سیلی و شلاق می دی خانوم

تا کی می خوای به مردا باج بدی خانوم

مثل وطن شدی همدم ولگردا

تقدیر تو دست توئه واسه فردا

بوی زمین سوخته مون رو می دی خانوم

تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانوم

ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش

یه کم از اون عطر غیرتت رو مام بپاش

ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدم

از تو کتاب اسم رستم رو فقط شنیدم

خانوم ما مردی نیستم تو رومون خط بکش

پرچم رو بگیر خودت بشو رئیس جنبش

ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش

یه کم از اون عطر غیرتت رو مام بپاش

+ بی سرزمین تر از باد ; ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٥
    پيام هاي ديگران ()