آخر خط

هویجوری نوشت

روز پائیزی میلاد تو در یادم هست

روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من

در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده است

نیزه بر باد نشسته است و سپر یادت نیست

یادم هست، یادت نیست

خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود

پس چرا گشت شبانه دربه در یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعت کردم

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

یادم هست، یادت نیست

عطش خشک تو بر ریگ بیایان ماسید

کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست

تو که خودسوزی هر شب پره را می فهمی

باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداری بی دل

آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست، یادت نیست

 

بی ربط نوشت (1): فراموشی،چه دروغ بزرگی

بی ربط نوشت (2) مربوط به (1): کسی یادش هست صدام رو چطور دستگیر کردن؟

+ بی سرزمین تر از باد ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٩
    پيام هاي ديگران ()