آخر خط

کارگر نوشت 1

دیر شده.وقت ساعت 9 داشت.الان 9:30 هنوز نرسیدم."آقا ببخشید میشه یه ذره سریع تر بری.من دادگاه دارم،یه نیم ساعتیه دیر کردم"

از ماشین پیاده میشم.بدو بدو می رم داخل حیاط اداره کار.یهو می بینمش که پشت کرده به درب ورودی .سرعتم رو یواش میکنم و وانمود می کنم که اصلا" ندیدمش.آرام از بغلش رد میشم و میشینم رو یه صندلی.صاف جلوی چشمش.بدون اینکه نگاه بهش بکنم موبایلم رو در میارم و شروع می کنم به بازی کردن.حواسم به همه جا هست. به طرفم میاد و میگه: آقای... نوبت منه."خوب شما برو به من چه" رنگ از رخساره پریدنش رو می بینم.با استرسگفت: مگه شما از طرف مهندس نیومدی؟ " آره اما وقتی تو میگی نوبت منه یعنی ما مجرمم.مام که نیستیم.پس خودت تنهائی برو" درست زدم به هدف. زبونش بند اومده:بیایم بریم.یه بار دیگه هم اسممون رو خوندن شما نیومده بودی.بازم علاف میشیم."من که روزم رو به خاطر دروغای شما تلف کردم.مهم نیست برام که بیشتر معطل شین".توجه سالن رو هم تونستم به سمتش جلب کنم.یه ذره با عصبانیت گفت: حالا خوبه مال خودتون نیست اونجا.

                                                                                                                                                              اگه خودتون کاره ای بودین که می کشتین خودتون رو. (1)

از همین الان می دونم که بردم.تمرکزش رو از دست داده.دوباره صدامون می کنن و این بار از جام پا میشم و می رم تو اتاق.اتاق شماره 1 کارشناسش آدم بسیار قانون مداریه.این به نفع منه.

شما آقای ... هستین؟ با آرامش و متانت میگم" خیر.من... هستم.نماینده کارفرما. در ضمن آقای ... کارفرما نیستن." سرش رو از پرونده بلند میکنه و میگه: پس کیه کارفرما؟  آقای ... مدیریت کارخانه هستن و بنده مدیر تولید.کارفرمای اصلی آقای... هستن. رو به سمت دختر می کنه و میگه: درسته؟در حالی که ناخونش رو می خوره میگه: بله. اما من فکر می کردم... کارشناس به وسط حرفش میپره و میگه: یعنی تو این یه سال هنوز نفهمیدی رئیست کیه و از کی پول می گیری؟ و سری تکون میده. در نهایت دستپاچه گی میگه:خوب ایشون زیاد نمی اومدن کارخونه.ما بیشتر با مهندس طرف بودیم. "یعنی شما فکر می کردی همه اون کارخونه مال منه؟نگفتی که من بعد از شما به این مجموعه اضافه شدم؟قربان من جبران اشتباه این خانم رو کردم.یه وکالتنامه از کارفرما گرفتم و اومدم تا یه بار دیگه هم نیایم وقتتون رو بی خودی بگیریم" ممنون مهندس.  خوب قضیه چیه آقای مهندس؟ "والا ایشون کارگر متوسطی بودن واسه ما.بد کار نمی کنن اما تاپ هم نیستن.یه روز نیومدن و دوستاشون اومدن و گفتن تا آخر هفته نمیان. بعد از دو روز فهمیدم رفتن دو تا کارخونه اونورتر از ما مشغول شدن.بعد از چند روز اومدن و گفتن کادوی روز زن من رو بدین.من اون موقع اینجا بودم.ما هم کادوی ایشون رو دادیم.کادو رو که گرفتن چند روز بعد با یه خانم دیگه که مثل ایشون رفتار کردن با ما اومدن شکایت کردن.این شکایتنامه ایشون،اینم مال اون خانوم" در حالی که هر دو رو می زارم جلو چشمش کارشناس می گم"ببینین حتی یکیشون جفتشو با هم نوشته" بله.درسته.در حالی که رو به دختر میکنه میگه: خوب ما بگو.تند تند شروع میکنه به حرف زدن:من یه روز نیومدم سر کار،بعد مستخدم شرکت منو تو شهر دید گفت آقای مهندس ازت عصبانی و گفته دیگه نیاد سر کار.منم نیومدم.خیلی جدی میگم"خانوم ... گفت من گفتم نیای سر کار؟شما که تقی به توقی می خورد همه تون می اومدین پیش من چطور اون موقع حتی یه زنگ هم نزدی؟" کارشناس در حای که به دختر نگاه می کنه میگه:جوابشون رو بده.یعنی مستخدم زورش بیشتر از مدیر عامله؟ دخترک خودش رو کاملا" باخته و بغض میکنه.کارشناس در حالی که رو به منه با لبخند می پرسه:این قضیه تسویه حساب و طلب ایشون چیه؟در کمال خونسردی انواع کاغذهای مختلف رو از کیفم درمیارم و به کارشناس نشون میدم.رو به دختر می کنه و میگه: اینا امضای شماست؟ با چشم اشک بار سرش رو برمی گردونه و جواب نمی ده.خوب خانوم شما که تا روز آخر پولتون رو گرفتین و تازه اضافه هم بهتون دادن.دیگه چه طلبی دارین؟ در حالی که گریه می کنه میگه:مهندس من حقوق تیر رو از شما گرفتم؟خدائیش رو بگو.در حالی که لبخند می زنم میگم"اینجا که شما اومدین سند حرف می زنه نه قسم" تازه متوجه میشه که تیر ماه میشه برج 4 نه برج 3.رنگش پریده و میگه:آقای قاضی من تا 20 تیر کار کردم.اشتباهی نوشتم 20/3/88. کارشناس من رو نگاه می کنه که جواب بدم."خوب پس حتما" این خانم ... هم اشتباهی برج 3 رو 4 نوشته.نه؟شما که با هم هماهنگ نبودین.چی شد پس؟" به کارشناس هم میگم"من باید کارکردها رو ببینم.فعلا" که از ایشون بابت کارکرد خرداد ماه رسید داریم.کارشناس هم میگه:خیلی خوب برین با هم توافق کنین.من پرونده تون رو باز می زارم."با پوزخند میگم"چه توافقی کنیم؟کارفرما تمام پول ایشون رو داده و ازشون رسید گرفته.می مونه یه حق مسکن و خوارو بار که شما لطف کنین تو حکم بزنین" کارشناس رو به دخترک می کنه: ببین خواهرم اینا از شما مدرک دارن.چیزی دستت رو به اون صورت نمی گیره.برو از کارفرمات عذر خواهی کن.مهندس هم اینجاست.ازش قول میگیرم که اگه طلبی داری بهت بدن.برو.دخترک با چشم گریان اتاق رو ترک می کنه.در حالی که اصل سندهام رو می زارم تو کیفم می گم"قربان اگه امری نیست من مرخص شم؟" لبخند می زنه و میگه:خواهش می کنم عرضی نیست.فقط یه چیزی؟ "بفرمائید" این بیچاره اگه طلبی داره بهش بدین.کارگره. از سر بیچاره گیشه که این کار را رو می کنه.به بچه ش رحم کنین." در حالی که بهت خودم رو تو صورت طرف می بینم می گم"بچه؟ مگه این بچه هم داره؟تازه نامزد کرده که" طرف میگه: مگه احضاریه رو نخوندی؟تقاضای حق اولاد کرده.کپی شناسنامه ش میگه یه بچه دو ساله داره.خودم رو جمع و جور می کنم" چشم برم ببینم کارکرد داشته یا نه"

زنگ کارخونه رو می زنم.نگهبان در رو باز می کنه.با هول و پلا میگه:سلام مهندس. خسته نباشی پسرم.با بی حالی جواب سلامش رو می دم و صاف از پله ها بالا می رم تو اتاقم.در طول دو ساعت هیچ صدائی نمیاد.چشمام تازه گرم شده که یکی در رو می زنه.از رنگ مقنعه ش معلومه مستخدمه."بیا تو خانوم... .با لبخنده همیشگی میاد: پسرم امروز ناهار نمی خوری؟ساعت 3 شده ها.می خوای باز زخم معده ت درد بگیره؟ "تو می دونستی این ... بچه داره؟" با خنده میگه: آره یه روز که تو توالت داشت با موبایل صحبت می کرد فهمیدم.بچه ش مریض بود.اما هیچ کس نمی دونه."عجب بد بختی داریم ها.ای کاش خود آقای... فرستاده بودم." میگه:چیه ؟چی شده؟ "خبرا که قبل از اینکه من بیام کارخونه به همه رسیده.بی خودی نیست هیچ صدائی از کسی در نمیاد" ولش کن.همین حقوقش رو بهش بدین ازش امضا بگیرین بره.اینو در حالی که در یخچال رو باز می کنه تا غذام رو گرم کنه میگه."آخه مگه روز اول باهاشون طی نکردیم،مگه ازشون امضا نگرفتیم،یادته چند ماه پیش که با همین معتاده ازدواج کرده بود چقدر هواش رو داشتم و دیر اومدن و زود رفتنش رو بی خیال می شدم؟حالا رفته جای دیگه سر کار، اشکال نداره،بره، اما شکایتش چیه؟مثل اینکه نمی دونه دیگه من اومدم و همه چیز حساب و کتاب داره.اما بچه ش؟" خوب مگه آقا... همه چیز رو دست تو نسپرده؟پولش رو بده و سرش منت بزار.بچه ها می گن از اون کارخونه هم اخراجش کردن.بیچاره کارای سخت بهش می دادن،اینم که پاش ایراد داشت.خدا بهش رحم کنه.

دو سه روز قبل از پایان ماه رمضان قبل از اینکه برم سفر حقوق 20 روز تیر ماه رو بهش دادم و امضای دریافت کلیه مطالبات سال 88 رو هم ازش گرفتم.

پی نوشت: این شماره یک رو داشته باشین تا بعد.

+ بی سرزمین تر از باد ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٢
    پيام هاي ديگران ()