آخر خط

قانون کار نوشت 2

چند روز بعد از جلسه هئیت تشخیص تقاضای یک جلسه به آقای رئیس دادم.یه جلسه که توش مدیرهای شرکت بیان و برنامه های و نظرات خودشون رو بیان کنن.بعد از دو سه روز که این کار رو نکردن آقای مدیر من خودم به صورت خود جوش این جلسه رو برنامه ریزی کردم که برگزار بشه.یه نیم ساعتی دنبال همه گشتم تا تشکیل بدیم جلسه رو.قبلش بهشون گفتم که پیشنهادات خودشون رو ارائه بدن.از قیافه آقای رئیس معلوم بود که خیلی تمایل به بودن تو جلسه نداره اما مجبورش کرده بودم.

طبق معمول جلسات ایرونیا اولش که همه زیرزبونی می خوان تا حرف بزنن بود.من شروع کردم به خوندن پیشنهاد یکی از بچه ها که رئیس گفت بزار خودش بگه.اینطوری چیزی از قلم نمی افته.نفر سوم من بودم که حرفا و برنامه هام رو برای سال جدید ارائه دادم.نفر بعد از من مدیر انبار و حسابداریمون بود.گیر داد به اینکه همه جا آئین نامه انظباطی دارن.ما باید آئین نامه داشته باشیم نه اینکه هر کی هر جوری دلش می خواد رفتار کنه.زن مردم رو میارن تو اتاق و جلوی چند نفر اشکش رو در میارن. اینطوری که نمیشه.باید طبق قانون باشه.یا اینکه نفری که روزی 20 تومن درآمدشه رو یهو 50 تومن جریمه می کنن. به طور مشخص منظورش من بودم.رئیس جان منو نگاه کردن و گفتن که خب ایشون راست میگن بیستاب جان. منم جواب دادم شما مگه اتاق اختصاصی برای من دارین که من توش راحت باشم و با پرسنلم راحت حرف بزنم؟ طوری میگین انگاری من لذت می برم از این کارا.نفری که هنوز یک ماه نیست اومده و داره مدیر یه بخشی رو جلوی یکی دیگه مسخره می کنه 4 روز دیگه اگه جلوش رو نگیری همین آقایی که الان قلبش اومده تو دهنش رو میکنه مضحکه عام و خاص.من خیلی آروم داشتم ازش تعهد می گرفتم. خودش می خواست شلوغ بازی دربیاره که تعهد نده اما بی فایده بود.وقتی جلوی بقیه یه نفر رو مسخره میکنن باید جلوی بقیه هم جواب بدن.وگرنه کلی از اینا سر کچل من براشون بساط خنده س اما نمیان جار بزنن.

در ضمن آئین نامه انظباطی یه چیز کاملا" داخلی و بستگی به شرایط کارگاه داره.نفری که ول می کنه 4 روز بی خبر میره اگه جلوش نگیری کارخونه رو می فرسته رو هوا.شما مطمئن باشین برای اشتباه مرتبه اول کسی جریمه نقدی نمیشه .منم یه طوری جریمه می کنم که بازدارنده باشه.وگرنه بی فایده س.

ایشون گفتن که:اگه کارگر بدونه که کاری که می کنه جریمه ش چیه اصلا" سمتش نمیره.جواب دادم: آقا شما دزدی می کنی؟ مگه تمام مجازاتهای قانونی دزدی رو می دونی؟ به لحاظ اخلاقی دزدی نمی کنی.اونم یه انسانه و از من و تو بهتر می دونه که کی بپیچونه و کی نپیچونه.بحثمون از لحاظ کاری بالا گرفت و رئیس جان فرمودن که خودشون راجع به این قضیه تصمیم می گیرن. چیزی که خیلی علاقه دارن.منم خیلی جدی گفتم پس تا زمانی که شما آئین نامه رو اعلام می کنین نیروی انسانی شرکت چی میشه تکلیفش؟ من با روشهای خودم کار می کنم. تیر آخر رو هم اینطوری شلیک کردم که: حالا من نمی دونم که واقعا" انبارها و حسابداری شرکت انقدر بدون مشکلن که آقای ... به جای فکر کردن راجعه به کار خودش اومده و تو کارای من نظرمی ده و دخالت می کنه؟ خوبه الان من بگم که وسط اردیبهشت و ما هنوز انبار پارسالمون رو نبستیم و موجودی اول دوره مون معلوم نیست برای سال جدید؟ جر و بحثمون خیلی بیشتر شد و آخر الامر رئیس جان فرمودن که من کماکان به کار خودم ادامه بدم تا ایشون تکلیف کار رو معلوم میکنن.این یعنی که تا 50 سال دیگه هم هیچ اتفاقی رخ نمیده.چون معمولا" این کار رو نمی کنن و خودشون حوصله شروع یه همچین کاری رو ندارن.

ایشون که تشریف بردن ما به حرف زدنمون ادامه دادیم.فارغ از فضای کاری و بیشتر دوستانه.بهش گفتم که: ببین اصغر جان این سیستم کاری و آئین نامه و این قانون کار برای جامعه ایران نوشته نشده.اینها مبناهای غربی دارن.برای جوامعیه که توش کار گروهی و دموکراسی معنی داره نه جاهایی مثل ما که تا به یکی میگی چرا اینطوری عمل کردی یا قهر میکنه میره و دستت رو تو حنا میزاره یا اینکه میره یارکشی میکنه که پوزت رو بزنه.به جای اینکه بیاد و خیلی منطقی توضیح بده.برای کسایی که می دونن توی 8 سال کاری باید کار کنه نه اینکه فکر دودره بازی و فحش دادن به کارفرمایی باشه که براش کار کنه و همه فکرش توی رفتن به خونه و برنامه های غیر کاریشه.مثلا" طبق قانون کار شما نمی تونی یه کارگر رو تنبیه کنی که بره یه شغل توی ردیف حقوقی و کاری پائینتر انجام بده.بعد نتیجه ش میشه همون خانمی که 23 تا مورد انظباطی توی پرونده  بود که یکیش زدن زیر گوش مدیر عامل بوده.بعد وقتی می خوای تنبیهش کنی کمیته بررسی نمیزاره.بعد مدیر عامل میاد و میگه حق ورود به کارخونه رو نداره که بره اداره کار شکایت کنه.الان من یه دستور العمل انظباطی برای بچه ها نوشتم.اینا یه روز از کار هم کش میرن.فرداش تو جیبشون موبایل میزارن که حرف بزنن.پس فردا ناهارشون رو خارج وقت خودشون می خورن.خوب من بیام برای تک تک اینا جریمه تعیین کنم؟ باور کن از کل آئین دادرسی ایرون بیشتر میشه.

سعی کرد آرامشش رو حفظ کنه و گفت: ما کم کم داریم کارمون رو بزرگ می کنیم.باید به همون اندازه هم خودمون و قوانینمون رو بزرگ کنیم.اینجوری نمی تونیم 4 روز دیگه کار کنیم.چون اگه بریم جای بزرگتر شما که به همه کارخونه نمیرسی همیشه سر بزنی.اونطوری دیگه هر وقت تو باشی کار میکنن.نباشی کار نمی کنن.

بهش گفتم: ببین ایرونی جماعت عادت کرده همیشه یه ناظم رو سرش باشه.نمی تونه بدون اون کار کنه.تو الان داری خونه می سازی واسه خودت.چرا صبحها 2 ساعت دیر میای؟ چون میری اونجا که کارگرا رو بیدار کنی تا لنگ ظهر نخوابن و شروع کنن به کار کردن.تازه بعد از تو فامیلتون میاد و کار رو تحویل می گیره.بازم شب میری می بینی کلی دودره کردن.الان ما فیلترهای نظارتیمون کم کم داره از کارگرامون بیشترمیشه.چرا؟ به خاطر اینکه به جای اینکه طرف رو مجبور کنیم که خود نظارتی کنه همه ش براش فیلتر درست کردیم.اونم تا یه جنس خرابی میزنه میگه خب مگه من تنها بودم.ناظر هم بوده.من سرم مشغوله تولیده اما اون می تونه ببینه؟ آخه این شد حرف؟ همه اینها در اثر اینه که توی این یکی دو ساله آقای مهندس رویه ش عوض شده.نه به قبل که پدر کارگر در میومد و دو زار می گرفت نه به الان که چند وقت یه بار یه افزایش حقوق میده بدون اینکه به کارگر بفهمونه که باید راندمان کارشو بهتر کنه.نتیجه ش این میشه که می بینی.

حرفهامون تمومی نداشت.به قول دوستم بزرگترین شباهت ما دوتا این بود که جفتمون یه روزی کارگر بودیم و الان دلمون براشون می سوزه.اما تفاوتمون باعث میشد با هم کنار نیایم.من کنده بودیم از اون دوران و الان به خودم قبولونده بودم که مدیرم. اما اون هنوز افتخار میکنه که کارگره و میگه فقط برای کارگر دلسوزی کنین.اونم برای کسایی که اگه ولشون کنی خودشونم نمی تونن از حق خودشون دفاع کنن.

+ بی سرزمین تر از باد ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٤
    پيام هاي ديگران ()