آخر خط

فیلیپس نوشت

اگر فرصت داشتم کودکم را دوباره بزرگ کنم.

به جای آنکه انگشت اشاره ام را به سمت او بگیرم در کنارش انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم.

اگر فرصت داشتم کودکم را دوباره بزرگ کنم به جای غلط گیری، به فکر ارتباط بیشتری با او بودم.

بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم، با او نگاه می کردم.سعی می کردم در باره اش کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم.

به جای اصل راه رفتن،اصل پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم.

از جدی بازی کردن دست بر می داشتم و بازی کردن را جدی می گرفتم.

در مزارع بیشتر می دویم و به ستارگان بیشتری خیره می شدم، بیشتر در آغوش می گرفتم و کمتر او را به زور می کشیدم. کمتر سخت می گرفتم و بیشتر تائیدش می کردم.

اول احترام به خود را در او می ساختم ،بعد خانه و کاشانه اش را و بیشتر از آنچه که عشق به قدرت را یادش بدهم،قدرت عشق را یادش می دادم.

 

پ ن: این تبلیغ خانه فیلیپس کرج بود.باورتون میشه؟

+ بی سرزمین تر از باد ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱۱
    پيام هاي ديگران ()