آخر خط

وقتی ایرانی ها از کودک حمایت می کنند

آدم گاهی وقتا فکر می کنه که کجاست و تو چه دنیائیه.نمی دونم تا حالا شده که طوری بخوابین که وقتی بیدار بشین برای چند ثانیه به فکر برین که کجا هستین؟ یا تو موقعیتی قرار بگیرین که عمیقا" برین توی فکر که چی به چیه؟

چند روز پیش با شنیدن یه خبری کم کم رفتم توی فکر.غرق شده بودم توی شاخ و برگهایی که به خبر توی ذهنم داشتم می دادم. ((پارلمان ایران تصویب کرد که جهت حمایت از کودکان از این به بعد ازدواج پدرخوانده و مادر خوانده با فرزند خوانده آزاد بشه)). یعنی اینکه یه آقایی می تونن برن یه دختر کوچولو رو به فرزندی بگیرن و بعد از اینکه نزدیک به سن ازدواجش رسید خودش باهاش ازدواج کنه که هم دست پختش رو بچشه و هم به دست غریبه نیافته.در مورد خانمها هم همینه. یعنی یه مادر می تونه توی دهه چهارم زندگیش یه شوهر طبق سلائق خودش برای خودش بزرگ کرده باشه و ازش حسن استفاده رو ببره.

من نمی دونم این آدمهایی که این قانون رو تصویب کردن و یا حتی اونهایی که روشون شده این قانون رو پیشنهاد بدن چه فکری راجع به روابط خانوادگی داشتن؟ یعنی شرم ایرونی ای که بر روابط خانوادگی حاکمه چطور اجازه میده یه پدر یا مادر با فرزند خودش این جنایت رو بکنه و بالعکس کدوم فرزندی حتی توی مخیله ی خودش این چیزا به ذهنش خطور میکنه؟ فکر کنم دوستان فکر کردن هنوز در عصر برده داری زندگی می کنن که ملت برای خودشون کنیز انتخاب کنن و ... . یادمه رفقای این دوستان هم چند صباح پیش توی لایحه حمایت از خانواده زنان رو تشویق می کردن که جهت حمایت از خانواده شوهران خودشون رو به سمت ازدواج موقت هول بدن.

آخه یکی نیست بگه اگه این خبر به جاهای دیگه ی دنیا نشر پیدا بکنه (که کرده) جهان راجع به ایرونیا چه فکری می کنه؟

من فکر می کنم بهتره ما یه شواری نگهبان هم قبل از ورود طرح ها و لوایح یه صحن علنی مجلس داشته باشیم تا این طوری با آبروی مردم یه کشوری بازی نکنن.

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٤
    پيام هاي ديگران ()