آخر خط

شر نوشت 4: صداقت آخرین راه حله

"به نظر من اصولا" ... موجودات قابل احترامی نیستن" این جمله ای که یه روز از دهن یکی شنیدم.خیلی هم جدی می گفت.شما می تونین به جای ... از کلمه دختر یا پسر استفاده کنین.فرقی نمی کنه مهم تنفری که از غیز همجنس تو کلمه کلمه این جمله به چشم می خوره.جالب ترین نکته ش اینه که اصلا" غیر همجنس رو جزو آدمها حساب نمی کرد.ازش پرسیدم چرا؟ گفت:همه کاری براش کردم،درست وقتی که یه ذره بهش نیاز داشتم ولم کرد رفت.گفتم:تا اونجائی که تو این چند وقته می شناسمت تو هم تو همین مایه ها الان داری رفتار می کنی.جواب داد: اول اونا شروع کردن،وگرنه من که داشتم صادقانه رفتار می کردم.از من به تو نصیحت

صداقت همیشه آخرین راه حله

واقعا" هم همینطوری رفتار می کرد.،تو همه برخوردها و عرصه هائی که تو اون حضور داشت.اصلا" دوست داشت که راست یه قضیه ای رو نگه.

حالا براش تمام غیر همجنسانش تو یه جبهه بودن و اون تو یه جبهه دیگه و سعی     می کرد با تمام قوا همیشه در حال حمله باشه و اسیر کردن و زخمی کردن و گاهی اوقات کشتن روح سربازان جبهه مقابل.از هیچ اقدامی هم فروگذار نبود.

اینها همه نتیجه یه برخورد ناگواره تو ابتدای سن جوانی.این مسائل چنان اثر عمیقی می تونه روی شخص بزاره که اولا" تا سالها نتونه هضمش کنه،ثانیا" اون رو به تمام عرصه ها تعمیم بده.نتیجه چی میشه؟اونم با یکی دیگه همین کار رو می کنه و الا ماشااله.

حالا اگه کل قضیه یه سوء تفاهم بوده باشه چی؟یه دوستی داشتم که مادرش به دوست غیر همجنسش زنگ زده بود که بابا بچه من اونی نیست که تو فکر می کنی!!،منم دیگه نمی خوام با تو رابطه داشته باشه.حالا از راست و دروغ حرف مادره بگذریم(که بدبختانه خیلی هم مهمه و من می دونم که مادر جان دروغ می گفت فقط از دوست غیر همجنس بچه ش خوشش نمی اومد.تازه بهشم گفته بود که به بچه م چیزی نگو!!!) دوست این رفیق شفیق ما هم آسمون ریسمون بافت که من دیگه نمی خوام ادامه بدم.سرنوشت این یکی هم مثل اون یکی شد و از قضای روزگار این دو تا با هم آشنا شدن و ... .

یه سئوال:

چرا وقتی همه می گن(می گن که چه عرض کنم ادعاشون میشه) که فقط هدفشون یه دوستی ساده س بدون کمترین تعهدی راجع به آینده،بعد که دوستیشون بهم می خوره انقدر آسمون و ریسمون می بافن؟

جواب من اینه: سانتیمانتالیسم مزمن.

پی نوشت(1): راجع به نقش والدین گرامی دیگه بی خیال شدم.چون به نظرم یه طرفه به قاضی رفتنه.با اینکه عمیقا" منتقد رفتار اونها هستم و بهم اثبات شده که والدین به دنبال تکثیر شخصیت خودشون در جامعه هستن یا فرزندانشون رو می خوان تبدیل به کعبه آمال به دست نیومدشون بکنن.

پی نوشت(2): دوستی با نام کاربری ماه آبی راجع به پست قبلی نظر داده که حق با پدران و مادران.اونم خیلی ی ی ی.من هیچی نمی گم.شما بگین.(البته همشو بالا گفتم)

 

+ بی سرزمین تر از باد ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٠
    پيام هاي ديگران ()