آخر خط

27 سال نوشت

27 سال.زمان کمیه؟ خیلی از دوستان دنیای مجازم هنوز 27 سالشون نشده.تقریبا" میشه گفت گل زندگیه. گاهی وقتا که با بعضی از دوستام حرف می زنم بهشون میگم که من 27 سال از زندگیم رو توی یک شب ریختم بیرون و عوضش کردم.اون زمان، زمان من نبود.برای بقیه زندگی می کردم به جای خودم.در راستای رضایت بقیه.همین شد که وقتی دیدم این بقیه ای که براشون خودم رو می کشتم خیلی راحت در مواقع حساس کنار می رفتن از کنارم منم تصمیم کبری گرفتم که بی خیالشون بشم.

پریشب داشتم کارام رو می کردم.با شنیدن عبارت 27 سال توجهم جلب شد به صدای مجری شبکه بیگانه. می گفت: او 27 سال از زندگی خود را در زندان گذراند تا اینکه بالاخره جشن پیروزی بر آپارتاید را در اوائل دهه 90 با سایر هم وطنانش گرفت و به عنوان اولین رئیس جمهور غیر نژادپرست آفریقای جنوی مشغول به کار شد. دوباره یاد ماندلای بزرگ افتادم.همیشه برای من سمبل مقاومت و جنگیدن و امید داشتن بوده.27 سال از زندگیش را برای دیگران در زندان گذراند.دیگرانی که همیشه قدر او را دانسته اند و اکنون که در بستر بیماری و مرگ افتاده به راستی حس یتیم بودن می کنند.این دیگرانی که می گویم صرفا" هم وطنانش نیستند.تمام آزادی خواهانی هستند که در تمام دنیا او را سرمشق خود قرار داده اند.مبارزه و مقاومت نجیبانه او آخرین سیستم رسمی نژادپرستی دنیا را شکست داد.ای کاش دیگرانی که در کشورهای جهان سوم مشغول اعتراض هستند و بعضا" ویرانگری نگاهی به زندگی او می انداختند که چگونه با کم هزینه ترین روشها نظام حکومت را عوض کرد.بزرگترین کاری که او کرد و بعد از او فقط رئیس جمهور فقید اسلواکی کرد(فکر کنم واتسلاو هابل بود اسمش) این بود که نه کسی از گذشتگان را مجازات کرد و نه کسی را اعدام کرد.بلکه عفو عمومی اعلام کرد و همه را بخشید تا کینه جدیدی ایجاد نکند.

لحن محکم و در عین حال مودبانه او که نه به مخالفانش توهین می کرد و نه خواستهای آنها را غیر محترم می شمرد و عامل بیگانه و خس و خاشاک و میکروب و ... باعث محبوبیت روزافزونش شد.

باری.به هر جهت امروز جمعیت کثیری از دنیا چشم به اتاقی دارند که تا چند هفته پیش حال بیمارش وخیم اما با ثبات گزارش شده بود اما این روزها ذات الریه ثبات سینه کسی را از بین برده که سبک بال آماده رفتن است.

+ بی سرزمین تر از باد ; ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٥
    پيام هاي ديگران ()