آخر خط

تسویه حساب نوشت

 

آخرین روزهای فرودین اومد.بازم.طبق معمول به بدی گذشت.نمی دونم چه سریه که باید اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت همیشه این طوری بشه.

خاطرات چیزهایی هستن که هیچ وقت صحنه رو ترک نمی کنن.ممکنه که کم رنگ بشن اما بازم حضورشون و وجودشون آزاردهنده و خوشحال کننده س.از شانس برای من ... . 

عین قطاری که سالی یه بار از یه ایستگاه رد میشه تمام مسافراها و واگن ها رو دارم می بینم.از اعتمادهای بی دلیل و ساده لوحانه ای که داشتم،از سادگی ها،از خوب بودنهای بی دلیل،از بوی تعفن خیانت های ارزون قیمت و ... همه دارن لبخند زنان از جلوم رد میشن.

و تو، هنوزم منتظرتم.هزار سال هم بگذره نه من می تونم بی خیالت بشم و نه تو می تونی هضم کنی. 

بی صبرانه سر قرارمون انتظارت رو می کشم.

نمی دونم چند سال دیگه، اما ته جهنم همیشه برای دو نفر جا داره که برای آخرین بار حسابشون رو تسویه کنن.

تا اون روز ....  گاوچران

 

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۳٠
    پيام هاي ديگران ()