آخر خط

تولد نوشت پنجم

تولد امسال یه طعم و مزه خوبی داره.طعم استقلال تمام و کمال.با اینکه تمام تلاشم رو کردم که روز تولدم رو از خونه خودم وبلاگ رو آپ کنم اما باز شلوغی آخر سال اجازه نداد. ولی خوب قول میدم که آپ سال جدید رو از خونه خودم انجام بدم.

برای روز میلاد تن من

نمی خوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی

برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو

به فکر هدیه ای ارزنده هستی

منو با خود ببر تا اوج خواستن

بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پایان

توئی آغاز روز بودن من

نزار پایان این احساس شیرین

نشه بی تو غم فرسودن من

نمی خوام از گلای سرخ و آبی

برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزشهای ایثار محبت

به پایم اشک خوشحالی بباری

بزار از داغی دستای تنهام

بگیره هرم گرما بستر من

بزار با تو بسوزه جسم خسته م

ببینی آتش و خاکستر من

تو ای تنها نیاز زنده بودن

بکش دست نوازش بر سر من

به تن کن پیرهن رنگ محبت

اگه خواستی بیایی دیدن من

 

پ ن: متشکرم از تمام شما دوستای خوبم که همیشه همراه من بودین.

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
    پيام هاي ديگران ()