آخر خط

سعدی نوشت

شیرین دهان آن بت عیار بنگرید

در در میان لعل شکر بار بنگرید

بستان عارضش که تماشاگه دلست

پر نرگس و بنفشه و گلنار بنگرید

از ما به یک نظر بستاند هزار دل

این آبروی و رونق بازار بنگرید

سنبل نشانده بر گل سوری نگه کنید

عنبر فشانده و گرد سمن زار بنگرید

امروز روی یار بسی خوب تر زدی است

امسال کار من بتر از یار بنگرید

در عهد شاه عادل اگر فتنه نادرست

این چشم مست و فتنه خونخوار بنگرید

گفتاربشنویدش و دانم که خود ز کبر

با کس سخن نگوئید رفتار بنگرید

آتشکدست باطن سعدی ز سوز عشق

سوزی که در دلست در اشعار بنگرید

دی گفت سعدیا من از آن توام به طنز

این عشوه دروغ دگر بار بنگرید

 

پ ن: امروز متعلق به سعدی علیه رحمه هستش. همیشه غصه می خورم که چرا دو تا بوستان و گلستان قدیمی ای رو که پدرم داشت رو به بهانه جاگیر بودن با چند تا کتاب دیگه ردش کردیم رفت.ای کاش نگه ش می داشتم.اما هنوز یه یادگاری ازش دارم.چشمک

امیدوارم روزی برسه که حداقل چند وقت یه بار همه وقت داشته باشیم برای چند دقیقه هم که شده یکی از شعرهای بسیار زیبای سعدی رو با جون و دل بخونیم.

 

پ ن (2): یه آدم خیلی خیلی بزرگ میگه: وقتی که عصبانی می شی خشم بگیر اما تصمیم نگیر.

قضاوت کردن هم کار خداست نه خلقش.ای کاش میشد روزی برسه که توش قضاوت نمی کردیم راجع به دوستامون.اونم به خصوص وقتی چیزی رو نمی دونیم.

نمی دونم چرا وقتی همه می دونیم که راحت ترین کار دنیا خراب کردنه گاهی کلی زور می زنیم که پنجره ها رو ببندیم تا طراوت رو حس نکنیم.

در هر حال گاوچران

+ بی سرزمین تر از باد ; ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱
    پيام هاي ديگران ()