آخر خط

بد من های مثبت

نمی دونم چه سریه که خیلی از ماها همیشه دوست داریم چیزی غیر از اون چیزی که هستیم دیده بشیم؟ گاهی اوقات این به خاطر حس فرصت طلبی آدماست که خوشون رو طوری نشون میدن که پیش روی دیگران خوب جلوه کنند.اما جالب ترین قسمت قضیه بر می گرده به اونجا که خیلی از اوقات خیلی از آدما دوست دارند منفی دیده بشن.

این اخلاق رو این اواخر در خودم کشف کردم.یعنی من کشفش نکردم.یکی از همکارام چند روز پیش در جواب همکار دیگه ای که گیر داده بود به مرخصی ندادنای من و سخت گیریای گاهی گداری گفت: نگاه نکن به تشرای چند وقت به چند وقتش.مهندس خیلی هم دلسوز و مهربونه.فقط نمی دونم چرا گاهی وقتا دوست داره بقیه فکر کنن غیر از اینه.اون صحنه رو با شوخی ترک کردم.اما عصر که تو مسیر برگشت به خونه بودم دقیقا" ذهنم به این مشغول بود که چرا وقتی برآیند رفتارهای بیرونی ما طوری هستش که جلوه ای مثبت از ما جلوی چشم دیگران داره خودمون دوست داریم غیر از این باشه؟

الان که در حال نوشتن این پست هستم چند نفر از اطرافیام دقیقا" جلوی چشمم هستن.یادمه یه بار در جمع دوستانه ای بودیم.یه بنده خدایی که تو خوردن پرهیز می کنه به یکی از رفقا گفت که غذای تند دوست نداره.اونم به شوخی بهش گفت: بابا تو دیگه چقدر مثبتی،فلفل هم نمی خوری؟ شوخی اینا رو بزاریم کنار حرفهای یه دوست دیگه برام جالب بود: من حالم از بچه مثبتا به هم می خوره. از اونجائیکه کلا" من توی برخوردهام با آدمها دقت می کنم یه چیزی برام جالب اومد.اینکه خود اون دوست هم یه بچه ی مثبتیه.حالا درسته که گاهی اوقات یه کارها و شیطنتایی هم می کنه اما به طور کلی خیلی خیلی ساده و مثبته.خیلی دوست داشتم ازش بپرسم که چرا از این حالت به اصطلاخ مثبت بودن بیزاره؟

چیزی که به ذهن من میرسه اینه که ممکنه این مدل آدمها به واسطه ی صداقت خودشون ضربه هایی خورده باشن.به همین خاطر دوست دارن که در نظر بقیه منفی دیده بشن.

راستی این حس انتقام از چیه؟

قابل توجه ... .

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
    پيام هاي ديگران ()