آخر خط

ادب نزد ایرانیان است و بس

شب عید فطر هوس کردم یه مسافتی رو تا خونه پیاده روی کنم.خوب خیابونا شلوغ بود.طبیعی هم بود.سر یه چهار راهی تصادف شده بود.یه آ قایی با خامش داشت با یه آقای دیگه ای سر و کله می زد.به اندازه ای که از عرض چهارراه رد بشم کارشون به فحش و فحش کاری رسید.اینی که تنها بود (و کم شعور) هر چی فحش بلد بود به اون یکی داد.افسر هم که پسرک جوانی بود گفت: آقا جون مقصر شمایی.چرا فحش میدی؟قهقهه  آقای متاهل هم ناراحت شد و غرولند کرد.خانمشون فرمودن که: ولش کن.هر چی میگه با خواهر و مادر خودشه. استرس تا اینجای قضیه رو متوجه شدین که؟ تشویق از اینجا به بعد رو داشته باشین.مردک بی ادب بسیار ناراحت شد و اومد جلو که بزن بزن رو راه بندازه.فریاد می زد که خانم مودب باش.نیشخند

من و افسر بیچاره با هم زدیم زیر خنده.منتها کار اون سخت تر بود.چون باید یه وحشی رو می کشید به کناری.قهقهه

این بود خاطره ی ما از شب عید و شعور ذاتی و اکتسابی مردم. لبخند

+ بی سرزمین تر از باد ; ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۱
    پيام هاي ديگران ()