آخر خط

ورزش نوشت

این روزا جو جامعه به سمت یه موضوع جالب رفته.جنگ آدمهای معروف با همدیگه.آخرین قسمت سریالش هم دعوای مدیر عامل باشگاه استقلال با مدیر فنی باشگاه پرسپولیس بود.البت بنده سعادت دیدن همچین صحنه های زیبایی رو تو یکی از شیرین ترین برنامه های ورزشی که جزو معدود برنامه هایی از این دست باشه که کلا" بین خانمها هم طرفدار داره و مثل جنگ خانواده س از بس حوصله ی آدم رو سر می بره رو نداشتم.دلیلش هم واضحه.تا 2 بعد از ظهر جمعه خواب بودم. با این حال موفق شدم یه چند ثانیه ش رو ببینم. واقعا" جالب بود برام.دو تا آدم که ادعای فرهنگ و آره و ایناشون سقف آسمون رو جر داده درست عین بچه هایی که تازه بالغ میشن و واسه هم شاخ و شونه میکشن داشتن با هم کل کل می کردن.

دو قسمت قبل این مکافات ها بر می گرده به سخنان گهر بار یکی از ازخود راضی ترین و کم جنبه ترین آدمهایی که تو سطح مدیریت ورزش هستن.با این از لحاظ فنی وشخصیت بازیکنی فوتبال (صرفا" بازیکنی نه مربی گری) خیلی علی دایی رو قبول دارم اما خوب کمتر کسی هستش که موافق من نباشه که این شخصیت بزرگ کلا" انگار تو باغ نیست که آدمها تو چارت جامعه  و حرفه آقای بالا سر دارن.ایشون فکر می کنن انگاری سقف آسمون پاره شده و تالاپی نزول اجلال فرمودن.نه کسی حق داره باهاش شوخی کنه.نه کسی حق داره باهاش مخالفت کنه.نه کسی حق داره خلاف نظرش عمل کنه و ... .

در مدت کوتاهی اول به یه بازیگر که نقش ایشون رو بازی می کرد گیر داده قبلش هم یه دعوای مشتی با مدیر عامل خودش.توی تمام دنیا کاریکاتورها و تقلید صداهای افراد مهم یه امر عادی محسوب میشه.به قول مهدوی کیا ادای بکن باور رو هم توی آلمان در میارن اما اینجا... .دکتر حبیبی 8 سال معاون رئیس جمهور بودن.بامزه ترین کاریکاتورها رو گل اقا براش می کشید.یعنی هفته ای نبود که بهش گیر نده.وقتی خالق شخصیت گل آقا فوت کرد(روحش شاد) جالب ترین عکس اشکهای ایشون بود که توی مراسمش ریخته میشد.بد نیست ماها یه ذره به عقبه ی زندگیمون نگاه کنیم.درسته که ممکن توی یه کاری موفق بوده باشیم اما خوب با بقیه ی مردم فرقی نداریم.نکته ی ریز قضیه اینه که به جای اینکه طرف فکر کنه که چرا گزک داده دست ملت و خجالت بکشه بابت رفتاراش راحت ترین کار ممکنه رو انتخاب کرده: فرار به جلو.

از اونجائیکه من تو این وبلاگ کاری به سیاست ندارم خیلی پاپی آدمهای سیاسی نمیشم.اما خوب دعوای رئیس مجلس و یه نماینده هم بر سر حق حرف زدن جالب بود.

روی صحبت من در مورد جماعت فوتبالیسته.چون خودم از دور دستی بر آتش این قضیه داشتم درکشون برام سخت نیست. اینها آدمهای قشر پائین و متوسط جامعه هستن که به ناگاه مورد توجه قرار می گیرن.از اونجائیکه آماده نشدن برای این شرایط خیلی زود وا میدن.قصه شیرین ورزشکارایی که آدم کشتن و مواد قاچاق کردن و تو پارتی ناهمگون با اجتماع بودن به کنار اما نمیشه از این موضوع گذشت که مثلا" کاپیتان تحصیل کرده ی تیم پرسپولیس بعد از بازی ای که به رقیب دیرینه شون باختن و کلا" هم تقصیر خودشون بود و مربیشون چطور به خودش اجازه میده که بیاد و راجع به استیل بازی حریف و مقایسه ش با بحرین حرف بزنه؟تعجب یعنی یکی نبوده گوشش رو بگیره و بهش بگه مردک بشین یه بار دیگه بازی ایران و استرالیا و ایران و آمریکا رو ببین تا حالیت بشه بحرین بازی یعنی چی.بازیکن ایران رو تعویض می کردن طرف وسط زمین کفشش رو درمی آورد و دوباره پاش می کرد که وقت تلف کنه عصبانی.بعد هم آدم به اصطلاح تحصیل کرده تو سه سال اومدی تهرون و تو پرسپولیس بازی کردی.چطور به خودت اجازه میدی یه باشگاهی رو که نیم قرن سابقه داره و ببری زیر سئوال؟منتظر شما طرز حرف زدن آدمهای تحصیلکرده ی ورزش مثل برادران خادم و یا دکتر زادمهر یا دکتر کلانی یا همین آتیلا حجازی رو ببینین بعد اونها رو مقایسه کنین با حرف زدن روزمره ی تحصیل کرده های کنونی ورزش.

خوب کسی که تا 4 سال پیش برای رفت و آمدش پول نداشته.یا هزینه ی تهیه کفش ورزشی رو نداشته و الان به خاطر اینکه روزی 1 میلیون تومن پول می خوان بهش بدن قهر می کنه و میکنه کمه و سقف یعنی چی معلومه که چطور حرف می زنه قهر. خداوکیلی متانت  مهدوی کیا رو یا نیمچه ستاره لیگ مقایسه کنین.طرف پنجره های رختکن رو می شکنه.با هم بازی سابقش دعوا می کنه،تعویضش که می کنن شر راه می اندازه بعد که رفته یه تیم قطری؟؟؟؟؟؟؟؟تعجب بازی کنه خودش رو جر داده که خوشحالم که توی هوای مسموم فوتبال ایران دو سال تنفس نمی کنم.خوب یکی نیست بگه احمق کی این فوتبال رو مسموم کرده؟اون بچه ی بیچاره ای که وقتی 2 هزار تومن بلیط شد 4 هزار تومن دیگه نتونست بره استادیوم؟ یا امثال شماها که توی یه تورنمنت مسئولای تیمتون باید تو لابی هتل بخوابن که شبونه در نرین تو کاباره ها و ... آخر سر هم از رو دیوار می پرین و میرین. کلافهالبت این جریان به سن اون قد نمیده اما 10 سال پیش رخ داد.

مشخصه که حرفهایی مثل این و گیر دادن به داور و روشنائی زمین و حرفهای تماشگرا و گزارشگر بازی و دوربین ها و عکاسا فقط دو چیزی رو نشون میده.اولیش فشار و استرسه.این آدمها (فرقی نداره که ورزشکار باشن یا هر چیز دیگه ای) برای اون کار تربیت نشدن.اصلا" بلد نیستن چطور باید از جایگاهشون استفاده کنن.طبیعتا" استرس می گیرن. یه قضیه ای رو می خوام براتون تعریف کنم.باور کردنش سخته اما خوب عین حقیقته.یه روز تو تاکسی بودم متوجه شدم که توی مجلس بحث سر دادن رای اعتماد به وزیرمعرفی ورزش هستش.یه نماینده در دفاع از ایشون رفت پای تریبون و این حرفا رو زد.خواهش می کنم کنترل خودتون رو حفظ کنین. خداوکیلی تو مجلسی که میگن هر دقیقه وقتش 60 میلیون تومن می ارزه این بابا چطورمی خواد از حق  مردم حوزه ی انتخابیه ش دفاع کنه؟

(ای بیستاب شیطون.قول داده بودی کاری به کار سیاست نداشته باشی.شیطان)

دلیل دوم هم اینه که توی جامعه ی ما ابزارهای کنترل جامعه دست کسانی هستش که یا اینکاره نیست و یا دارن تیشه به ریشه ی خودشون می زنن.ورزش ورزشه.نه بیشتر و نه کمتر.توی تمام دنیا ورزشکارا یه محبوبیت خاصی دارن.کسی منکر این نیست.اما بازم ورزش ورزشه.اما توی ایران یه جوون چه دل خوشی ای داره به جز این؟ کار خوب؟ خونه ی مناسب؟ شغل مناسب با تحصیلاتش؟ امنیت روانی درست و حسابی(که اخیرا" جانی هم بهش اضافه شده)؟ هیچی.بنابراین به سمتی سوق داده میشه که آزاده. کجاست که از همه کم هزینه تره؟ درسته ورزش.کلی برنامه ورزشی مجانی تو طول هفته براش پخش میشه از تلویزیون. با روزی 200 تومن هم می تونه یه روزنامه بگیره که جز حواشی چیز دیگه ای نداره.جالب بدونین که ایران از لحاظ روزنامه های ورزشی توی دنیا رکورد داره.هیچ کشوری تو دنیا به اندازه ایران روزنامه ی سراسری ورزشی نداره. اونها هم طبعا" چیزهایی رو می نویسن که خریدار داره.چیاست؟ حاشیه و بس.طرف یه روز با بچه ش رفته سر تمرین.فرداش تیتر زدن که بچه ش فلانی شده آنالیزور پرسپولیس.

کماکان معتقدم که این حرف مرحوم حجازی باید تو سرسرای تمام اداره ها و استادیوم های ما زده بشه:

تو میگی فوتبال پاکه یا نه.من میگم کجای زندگی ما پاکه.

پ ن: خود من پرسپولیسم از خود راضی

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٥
    پيام هاي ديگران ()