آخر خط

سفر یعنی....

سفر یعنی جا موندن از قطار و دنبال قطار با ماشین اومدن.کلافه

یعنی درست کردن جایی روی گاز ساعت 12 شب اونم تو کوپه ی اول قطار.تعجب

یعنی قایق سواری روی امواج ناآرام با سرعت 70 تا.

یعنی قطع شدن آب به دلیل کرم ریختن یه نفر.عصبانی

یعنی خفه شدن با کباب بز.خوشمزه

یعنی خوابیدن تو کیسه خواب روی تخت خواب.اونم جلوی کولر گازی.تازه به خاطر کل کل.شیطان

یعنی دنبال کردن هواسیلها واسه گرفتن عکس.

یعنی تجربه رانندگی با سرعت 160 تا روی خط ساحلی.ساعت 9 شب.بغل

یعنی پیچیدن با سرعت 130 تا.قلب

یعنی دیدن کف دریای عمان.

یعنی رقصیدن روی قایق موتوری وسط دریا.تعجب

یعنی بازی با دلفین های بازیگوش.

یعنی هوس پریدن توی آب وقتی که شنا بلد نباشی.

یعنی قدم زدن و بازی کردن توی ساحلی بسیار زیبا و غیر مسکونی.جائی که معنی ساحل ساکت و آروم رو متوجه بشی.خیال باطل

یعنی بالا رفتن از صخره هایی که تا قبلش فکر می کردی فقط تو کره ماه ممکنه پیدا بشن.تعجب

یعنی شوخی شوخی گم شدن و زهره ترک شدن تو یه دشت وحشتناک که خود محلی ها هم اون موقع جرات نمی کنن اونوری برن.اونم شب.وقت تمام

یعنی خوندن آهنگ حمومی آصف و خونه ی مادر بزرگه هنگام غروب خورشید همونجا.ابرو

یعنی فریادی شادی برنده شدن تو کبریت بازی و به حالت عمودی در اومدن.ساعت 2 صبح.تشویق

یعنی پریدن خواب از سر همه و جاری شدن اشک از خنده ی مفرطقهقهه

یعنی بالا آوردن شام اونم در اثر خنده ی غیر قابل مهار.ساعت 2 صبحقهقهه

یعنی دیدن دو صحنه در یک لحظه:

1-      اشک جداییگریه

2-      فرار به خاطر ندیدن اشک جداییگریه

یعنی فرار به جلو برای نشون ندادن ناراحتی از دیدن این صحنه با خندیدن و جک گفتن.عینک

یعنی پیدا کردن دوستای تازه که یکی از یکی بهترن.بغل

سفر یعنی افسوس وقتی پات به تهران میرسه.اوه

 

پ ن: یحتمل یکی میاد و خودش اینایی رو که من نوشتم تائید می کنه.فقط می دونه که تو دنیای واقع کسی از این دنیاز مجاز خبری نداره.چشمک

 

 

 

+ بی سرزمین تر از باد ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٧
    پيام هاي ديگران ()