آخر خط

نوبت نوشت

 

یکی دو روزه که یه مساله ای رو پشت سر هم می بینم.قبلا" هم دیده بودم اما امروز دیگه معرکه بود. قضیه از این قراره که نمی دونم چرا خانمهای محترم تو صف تاکسی خیلی نوبت براشون معنی نداره؟؟؟   امروز منتظر تاکسی بودم که برم میدون آزادی. خیلی هم دیرم شده بود.چیزی نزدیک به 4 ساعت!!!! یه تاکسی اومد رو از دور دیدم که داره میاد.دقیقا" یه نفر جا داشت.یهو یه خانمی اومد جلوتر از من ایستاد و وقتی تاکسی نگه داشت خیلی راحت و با روحیه ی بالا در ماشین رو باز کرد و نشست.حتی راننده هم تعجب کرد.

ایشون که راهی شدن.بنده یه تاکسی دیگه گیرم اومد که چند دقیقه ای معطلم کرد تا پر شد.بعد از اینکه به میدون رسیدم رفتم تاکسیهایی رو سوار بشم که منو به نزدیک شهرک محل کارم می برن.به سمت ایستگاه که رفتم دیدم هیچکی تو ماشین نیست. منم که خسته بودم به خودم گفتم: ایول میری رو صندلی جلو ولو میشی. راننده ماشین رو خلاص کرده بود داشت هی هل می داد.ایستادم تو ایستگاه.وقتی رسید بهم اومدم که در تاکسی رو باز کنم متوجه یه خانم شدم که تند تند داشت می اومد.منم فکر کردم که می خواد رد بشه در ماشین رو ول کردم تا رد بشه.نتیجه چی شد؟ درست حدس زدین.ایشون خیلی راحت در ماشین رو باز کردن و بدون اینکه نوبتشون باشه نشستن.راننده تاکسیه هاج و واج مونده بود و خنده ش هم گرفته بود.سوار که شدم اومدم بهش گیر بدم که مگه نمی دونی نوبت چیه.دیدم جزوه ی دانشگاه دستشه. دلم سوخت براش.گفتم تمرکزش رو به هم نزنم.

تو روزاهای بارونی هم که تاکسی سخت تر گیر میاد بارها دیدم که خانمهای محترم بدون اینکه از آقایون محترم اجازه بگیرن خودشون رو تو صف جا می زنن.

البت اعتراف میکنم که چند باری که تو تاکسی ها خانمها از راننده می خوان که به من بگه برم عقب بشینم به جای صندلی جلو چنان نگاهی به راننده ها کردم که در حلقشون سئوالشون خفه شده.دلیلشم معلومه:

قراره که من جام رو عوض کنم و به زحمت بیافتم.بنابراین من باید اجازه بدم نه راننده.

می دونم که در تمام دنیا رسمه که به احترام خانمها آقایون باید از جاشون بلند شن و یا جای خوب رو توی قطار یا هواپیما بدن به خانمها و اگه مردی این کار رو نکنه به عنوان یک موجود بی شعور بهش نگاه می کنن اما خدائیش هیچ جای دنیا هم خانمها اینجوری با آقایون رفتار نمی کنن.

چه وضعشه آخه؟

 

 

+ بی سرزمین تر از باد ; ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٧
    پيام هاي ديگران ()