آخر خط

قصاص نوشت

بخشش.اعدام.مجازات.جان در برابر جان.حقشه.فردوسی پور.فوتبال.اینا چیزایی که توی این یکی دو هفته خیلی تو دهنا می چرخه حرفش.بعد از اینکه یه خانواده ای توی شمال کشور از حق قصاص خودشون گذشتن موجی از بخشش محکومین مجازات به اعدام توی کشور راه افتاده.چیز عجیبی هم نیست اصلا".چون ما ایرونی ها معمولا" مردمی هستیم که تبلیغات و اتفاقات نقش بسیار مهمی تو تصمیم گیری ها زندگیمون داره.صبح فریاد زنده باد مصدق سر می دیم و شب مرگ بر مصدق.

چند وقت پیش سالروز جدایی بحرین از ایرون بود.داشتم مذاکرات مجلس رو می دیدم که وزیر خارجه لایحه ی جدایی بحرین ازخاک ایرون رو به صحن مجلس آورده بود.یکی از نماینده ها به اسم پزشک پور یک نطق بسیار آتشین داشت می کرد که یعنی چی ما به جدایی یک تکه از خاک وطنمون رای بدیم؟ فکر کنم تو دنیا بی نظیر یا کم نظیر باشه که مجلس یه مملکتی لایحه جدایی قسمتی از خاک خودش رو بررسی کنه.وقتی ایشون دلایل مخالفت خودش رو می گفت فریاد ""صحیح است"" توی مجلس بلند بود.تقریبا" اکثر نماینده ها موافق حرفای آقای پزشک پور بودن.تنها صدایی که می گفت"" صحیح نیست "" صدای وزیر امور خارجه بود.خلاصه سرتون رو درد نیارم که از اون همه فریاد و آه و ناله کلا" سر جمع 4 نفر رای موافق ندادن به جدایی بحرین از ایرون.این موضوع تا چند روز بحت اصلی خنده ما بود تو محل کارمون.

بگذریم و بیایم سر بحث شیرین قصاص.قصاص کردن دلایل فقهی و قانونی بسیار زیادی داره.ساده ترین منطقش هم اینه: آقا جان کم و زیاد نداره که،درست در برابر ضرر زده شده باید ضرر داد.به خصوص برای اونی که عمدا" یه کاری می کنه. این منطق اما برای کسایی که معتقد به اصول علم روانشناسی و حقوق بشر جدید هستن قابل درک نیست.اونها می گن که آدم ممکن در یک لحظه یه اشتباهی بکنه چرا باید سابقه قبلی زندگیش رو نادیده بگیریم و فقط به خاظر یه لحظه اشتباهش جون اونو بگیریم؟ و اصلا" چرا ما باید این حق رو برای خودمون قائل بشیم که جون آدم ها رو بگیریم؟ در مقابلش قائلین به حق قصاص میگن این حکم الهیه و زمینی نیست.

چند شب پیش توی یه مهمونی بودم که بحث افتاد سر همین مطلب.دقیقا" اکثریت می گفتن که حقشونه.اینا رو باید کشت.این رو من برای چندمین بار بود که می شنیدم. وقتی با خودم فکر کردم متوجه شدم اکثر مردم معتقدن که قاتلین عمد رو باید قصاص کرد و متجاوزین به عنف رو باید اعدام کرد و دست سارقین رو هم باید قطع کرد.حتما" شما هم شنیدین این جمله رو"" اگه چهار تا از اینا رو بگیرن اعدام کنن یا دستشون رو قطع کنن بقیه دیگه سراغ این کار نمیرن"" .شاید هنوز فرهنگ ما قابلیت پذیرش این امر رو نداشته باشه که حداکثر مجازات حبس ابد باشه و بعد از 10 سال هم بشه تقاضای عفو داد.اصلا" شاید این اصول اصول غربی باشه و با فرهنگ ماها سنخیتی نداشته باشه. یادمه چند سال پیش که یه مجرم با سابقه پدرم رو با ماشین زیر گرفته بود و فرار هم کرده بود خود من مخالف آزادیش از زندان بودم.منطقمم این بود: کسی که تو سن 23 سالگی تمام جرمها و خلافها رو کرد بود به جز قتل نباید آزاد باشه.چون قبلا" هم حبس کشیده و درست نشده.وقتی هم که پدرم بعد از یکسال تو ماه رمضون اونو از زندان آزاد کرد کلی بهش غر زدم.و یا حتی اولش که می گفتم که ولش کنین تا مام همین طوری با ماشین از روش رد بشیم و فرار کنیم.این از خود من.البت این مال روزای اول بود که عصبانی بودم از فرارش.گاوچران

فی الحال فکر کنم بهترین کاری که میشه کرد همین راضی کردن صاحبان خون باشه که رضایت بدن.

+ بی سرزمین تر از باد ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٤
    پيام هاي ديگران ()