آخر خط

بخیل نوشت

روزهای آخر سال بود.از این شلوغی های آخر سال که هیچ فایده ای هم نداره داشتیم کم کم خلاص می شدیم.اعلام کردم روز 27 اسفند می خوایم نظافت کنیم.هر کی دوست داره بیاد.لیست رو که آوردن دیدم 6 نفر خانم هستن که می خوان بیان.منم قبول کردم.با اینکه بیشتر از سه نفر لازم نداشتم اما گفتم بزار هر کی دلش می خواد بیاد و دو قرون کاسب بشه.ساعت 3 بود که مستخدممون اومد تو اتاقم."" آقای مهندس میگم این خانم ... که فردا می خواد بیاد می دونی که بارداره و زیاد نمی تونه کار کنه. چرا گفتی بیاد؟"" برای چند ثانیه مغزم هنگ کرد.ازش پرسیدم که: چطور مگه؟ جای شما رو تنگ کرده؟ گفت"" نه.اما زیاد نمی تونه کار کنه"" با تشر بهش گفتم که من ایشون رو گفتم بیان برای یه کار دیگه.می خوام یه سری آمار موجودی بگیرم. کاری به کار شما ندارن.جواب داد"" نه من همین طوری گفتم.منظورم این بود که خوب نمی تونه کار کنه."" بعدش رفت بیرون از اتاق. یه نگاه به همکارم کردم و گفتم: این دیگه از اون حرفا بود. اومده میگه من بیام ولی یکی دیگه نیاد.حالا منم نگفتم که تو نیا. می بینی دنیا رو؟

یه ساعت دیگه دوباره اومده تو اتاقم."" آقای مهندس اینا گفتن فردا همه برن طبقه دوم کار کنن. من این پائین نمی رسم کار کنم تنهایی؟"" بازم خودم رو کنترل کردم و گفتم: مگه تمیز کردن یه آشپرخونه و سرویس بهداشتی چند نفر آدم می خواد؟ اگه کارشون زود تموم شد میگم بیان کمکت کنن.یه لبخندی زد و تشکر کرد و رفت بیرون.به همکارم گفتم: این خانم این ماه سهمیه ش رو نگرفته.حتما" باید یه چیزی بهش بگم که یکی دو روز بره تو لک.یعنی انقدر دیگه تو بخیلی؟ خوب این بیچاره ها کلا" فردا می خواد 17-18 تومن کار کنن.حق تو رو که نخوردن.

امروز ساعت 11 صبح:

""آقای مهندس بیا تلفن کارت داره"".رفتم متوجه شدم رئیسمون میگه: خانم ... رو اخراج کن.یکی دیگه رو جاش استخدام کن. گفتم: این بنده خدا که مستخدم و کاراش رو خوب انجام میده.گفت: نه.خانم ... گفته.به من ربطی نداره.خودت باهاش حرف بزن. متوجه شدم که کارم به همسر رئیس محترم گیر کرده.و این یعنی مرگ.بی منطق. دروغگو. وقتی باهاش حرف زدم این جواب رو داد:

دوست ندارم دیگه کار کنه.نمی خوام ببینمش. همین.

عصری به دوستم می گفتم: می بینی دنیا رو.یه روز این داشت زیرآب کس دیگه ای رو میزد. بی دلیل.امروز زیرآب خودش خورد بی دلیل. چه وقت میشه که زیرآب این خانم رئیس بخوره.عجب روزگاریه هااااااااااااااا.

 

میگن وای بر کسی که ظلم کنه بر بنده ای که به جز خدا هیچ پناهی نداره.

+ بی سرزمین تر از باد ; ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()